دفتر ۴  ·  12 beyts

بخش ۱۲۴ - بیان آنک مجموع عالم صورت عقل کل است چون با عقل کل به‌کژ‌روی جفا کردی صورت عالم ترا غم فزاید اغلب احوال چنانک دل با پدر بد کردی صورت پدر غم فزاید ترا و نتوانی رویش را دیدن اگر چه پیش از آن نور دیده بوده باشد و راحت جان

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M4:3255 کل عالم صورت عقل کل است کوست بابای هر آنکه اهل قل است
  2. M4:3256 چون کسی با عقل کل کفران فزود صورت کل پیش او هم سگ نمود
  3. M4:3257 صلح کن با این پدر‌، عاقی بِهِل تا که فرش‌ِ زر نماید آب و گل
  4. M4:3258 پس قیامت نقد حال تو بوَد پیش تو چرخ و زمین مبدل شود
  5. M4:3259 من که صلحم دایما با این پدر این جهان چون جنتستم در نظر
  6. M4:3260 هر زمان نو صورتی و نو جمال تا ز نو دیدن فرو میرد ملال
  7. M4:3261 من همی‌بینم جهان را پر نعیم آبها از چشمه‌ها جوشان مقیم
  8. M4:3262 بانگ آبش می‌رسد در گوش من مست می‌گردد ضمیر و هوش من
  9. M4:3263 شاخه‌ها رقصان شده چون تایبان برگ‌ها کف‌زن مثال مطربان
  10. M4:3264 برق آیینه‌ست لامع از نمد گر نماید آینه تا چون بوَد‌!
  11. M4:3265 از هزاران می‌نگویم من یکی ز آنکه آکنده‌ست هر گوش از شکی
  12. M4:3266 پیش وهم این گفت مژده دادن است عقل گوید مژده چه نقد من است

↓ download .txt ↓ JSON