دفتر ۵ · 21 beyts
بخش ۴۹ - در تفسیر قول مصطفی علیهالسلام من جعل الهموم هما واحدا کفاه الله سائر همومه و من تفرقت به الهموم لا یبالی الله فی ای واد اهلکه
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:1083 هوش را توزیع کردی بر جهات مینیرزد ترهای آن ترهات
- M5:1084 آب هش را میکشد هر بیخ خار آب هوشت چون رسد سوی ثمار
- M5:1085 هین بزن آن شاخ بد را خو کنش آب ده این شاخ خوش را نو کنش
- M5:1086 هر دو سبزند این زمان آخر نگر کین شود باطل از آن روید ثمر
- M5:1087 آب باغ این را حلال آن را حرام فرق را آخر ببینی والسلام
- M5:1088 عدل چه بود آب ده اشجار را ظلم چه بود آب دادن خار را
- M5:1089 عدل وضع نعمتی در موضعش نه بهر بیخی که باشد آبکش
- M5:1090 ظلم چه بود وضع در ناموضعی که نباشد جز بلا را منبعی
- M5:1091 نعمت حق را به جان و عقل ده نه به طبع پر زحیر پر گره
- M5:1092 بار کن بیگار غم را بر تنت بر دل و جان کم نه آن جان کندنت
- M5:1093 بر سر عیسی نهاده تنگ بار خر سکیزه میزند در مرغزار
- M5:1094 سرمه را در گوش کردن شرط نیست کار دل را جستن از تن شرط نیست
- M5:1095 گر دلی رو ناز کن خواری مکش ور تنی شکر منوش و زهر چش
- M5:1096 زهر تن را نافعست و قند بد تن همان بهتر که باشد بیمدد
- M5:1097 هیزم دوزخ تنست و کم کنش ور بروید هیزمی رو بر کنش
- M5:1098 ورنه حمال حطب باشی حطب در دو عالم همچو جفت بولهب
- M5:1099 از حطب بشناس شاخ سدره را گرچه هر دو سبز باشند ای فتی
- M5:1100 اصل آن شاخست هفتم آسمان اصل این شاخست از نار و دخان
- M5:1101 هست مانندا به صورت پیش حس که غلطبینست چشم و کیش حس
- M5:1102 هست آن پیدا به پیش چشم دل جهد کن سوی دل آ جهد المقل
- M5:1103 ور نداری پا بجنبان خویش را تا ببینی هر کم و هر بیش را
❋