دفتر ۵ · 25 beyts
بخش ۶۴ - در ابتدای خلقت جسم آدم علیهالسلام کی جبرئیل علیهالسلام را اشارت کرد کی برو از زمین مشتی خاک برگیر و به روایتی از هر نواحی مشت مشت بر گیر
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:1555 چونک صانع خواست ایجاد بشر از برای ابتلای خیر و شر
- M5:1556 جبرئیل صدق را فرمود رو مشت خاکی از زمین بستان گرو
- M5:1557 او میان بست و بیامد تا زمین تا گزارد امر ربالعالمین
- M5:1558 دست سوی خاک برد آن مؤتمر خاک خود را در کشید و شد حذر
- M5:1559 پس زبان بگشاد خاک و لابه کرد کز برای حرمت خلاق فرد
- M5:1560 ترک من گو و برو جانم ببخش رو بتاب از من عنان خنگ رخش
- M5:1561 در کشاکشهای تکلیف و خطر بهر لله هل مرا اندر مبر
- M5:1562 بهر آن لطفی که حقت بر گزید کرد بر تو علم لوح کل پدید
- M5:1563 تا ملایک را معلم آمدی دایما با حق مکلم آمدی
- M5:1564 که سفیر انبیا خواهی بدن تو حیات جان وحیی نی بدن
- M5:1565 بر سرافیلت فضیلت بود از آن کو حیات تن بود تو آن جان
- M5:1566 بانگ صورش نشات تنها بود نفخ تو نشو دل یکتا بود
- M5:1567 جان جان تن حیات دل بود پس ز دادش داد تو فاضل بود
- M5:1568 باز میکائیل رزق تن دهد سعی تو رزق دل روشن دهد
- M5:1569 او بداد کیل پر کردست ذیل داد رزق تو نمیگنجد به کیل
- M5:1570 هم ز عزرائیل با قهر و عطب تو بهی چون سبق رحمت بر غضب
- M5:1571 حامل عرش این چهارند و تو شاه بهترین هر چهاری ز انتباه
- M5:1572 روز محشر هشت بینی حاملانش هم تو باشی افضل هشت آن زمانش
- M5:1573 همچنین برمیشمرد و میگریست بوی میبرد او کزین مقصود چیست
- M5:1574 معدن شرم و حیا بد جبرئیل بست آن سوگندها بر وی سبیل
- M5:1575 بس که لابه کردش و سوگند داد بازگشت و گفت یا رب العباد
- M5:1576 که نبودم من به کارت سرسری لیک زانچ رفت تو داناتری
- M5:1577 گفت نامی که ز هولش ای بصیر هفت گردون باز ماند از مسیر
- M5:1578 شرمم آمد گشتم از نامت خجل ورنه آسانست نقل مشت گل
- M5:1579 که تو زوری دادهای املاک را که بدرانند این افلاک را
❋