دفتر ۶ · 19 beyts
بخش ۱۲۱ - رسیدن آن شخص به مصر و شب بیرون آمدن به کوی از بهر شبکوکی و گدایی و گرفتن عسس او را و مراد او حاصل شدن از عسس بعد از خوردن زخم بسیار و عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ و قوله تعالی سَیَجْعَلُ اللهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً و قوله علیهالسلام اشتدّی ازمّة تنفرجی و جمیع القرآن و الکتب المنزلة فی تقریر هذا
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M6:4252 ناگهانی خود عسس او را گرفت مشت و چوبش زد ز صفرا ناشکفت
- M6:4253 اتفاقا اندر آن شبهای تار دیده بُد مردم ز شبدزدان ضرار
- M6:4254 بود شبهای مخوف و منتحس پس به جد میجست دزدان را عسس
- M6:4255 تا خلیفه گفت که ببرید دست هر که شب گردد وگر خویشِ منست
- M6:4256 بر عسس کرده ملک تهدید و بیم که چرا باشید بر دزدان رحیم
- M6:4257 عشوهشان را از چه رو باور کنید یا چرا زیشان قبول زر کنید
- M6:4258 رحم بر دزدان و هر منحوسدست بر ضعیفان ضربت و بیرحمیَست
- M6:4259 هین ز رنج خاص مَسکل ز انتقام رنج او کم بین ، ببین تو رنج عام
- M6:4260 اصبع ملدوغ بُر ، در دفع شر در تعدی و هلاک تن نگر
- M6:4261 اتفاقا اندر آن ایام دزد گشته بود انبوه پخته و خام دزد
- M6:4262 در چنین وقتش بدید و سخت زد چوبها و زخمهای بیعدد
- M6:4263 نعره و فریاد زان درویش خاست که مزن تا من بگویم حال راست
- M6:4264 گفت اینک دادمت مهلت بگو تا به شب چون آمدی بیرون به کو
- M6:4265 تو نهای زینجا غریب و منکری راستی گو تا به چه مکر اندری
- M6:4266 اهل دیوان بر عسس طعنه زدند که چرا دزدان کنون انبُه شدند
- M6:4267 انبهی از تست و از امثال تست وا نما یاران زشتت را نخست
- M6:4268 ورنه کین جمله را از تو کشم تا شود آمن زر هر محتشم
- M6:4269 گفت او از بعد سوگندان پر که نیم من خانهسوز و کیسهبر
- M6:4270 من نه مرد دزدی و بیدادیم من غریب مصرم و بغدادیم
❋