閱讀› 卷 1› 吟遊詩人故事的其餘部分,以及信士們的領袖歐瑪爾(願主喜悅他)傳達天音所示的訊息給他› 詩聯 2186
M1:2186 — پس عمر گفتش مترس از من مَرَم / کهت بشارتها ز حق آوردهام
M1:2186
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
عمر به پیر چنگی که از دیدن او ترسیده و قصد فرار داشت، اطمینان میدهد که نترسد و نگریزد، زیرا او از طرف خداوند برایش خبرهای خوش آورده است.
این بیت لحظهی محوری داستان «پیر چنگی» است. پیرمرد نوازنده که از فقر و ناامیدی به گورستان پناه برده و برای خدا چنگ نواخته، با دیدن خلیفه، عمر، که نماد قدرت و شریعت است، وحشتزده میشود. او گمان میکند که به خاطر عمل حرامی چون موسیقی، گرفتار محتسب شده و اکنون مجازات خواهد شد. ترس او، ترس گناهکاری است که در برابر قاضی قرار گرفته است.
اما عمر، که با الهامی غیبی (هاتف) به سراغ این «بندهی خاص خدا» آمده، بلافاصله برای رفع این ترس اقدام میکند. کلام او تقابل میان ظاهر و باطن را آشکار میسازد: پیرمرد خود را گناهکار میبیند، اما خداوند او را «صافی و شایسته» خوانده است. عمر در اینجا نه در نقش حاکم و مجری شریعت، بلکه در نقش پیامرسان رحمت الهی ظاهر میشود. او حامل «بشارت» است، نه تهدید. این بیت، نقطهی عطفی است که در آن، ترس پیر به امید، و تصور او از خشم الهی به دریافت لطف و عنایت او تبدیل میشود. مولانا نشان میدهد که راه خداوند از طریق ترساندن نیست، بلکه از مسیر بشارت و خبر خوش میگذرد و نمایندگان حقیقی او نیز پیامآوران امید هستند، نه ناامیدی.
- مَرَم
- نرو، مگریز (فعل نهی از رفتن)
- کهت
- که تو را، که برای تو
- بشارت
- مژده، خبر خوش
- حق
- خداوند
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。