閱讀› 卷 1› 吟遊詩人故事的其餘部分,以及信士們的領袖歐瑪爾(願主喜悅他)傳達天音所示的訊息給他› 詩聯 2187
M1:2187 — چند یزدان مِدْحَتِ خوی تو کرد / تا عُمَر را عاشقِ روی تو کرد
M1:2187
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
عمر به پیر چنگی میگوید که خداوند آنچنان از باطن و سیرت تو تعریف و تمجید کرد که مرا شیفته و علاقهمند به دیدار تو نمود و به سوی تو کشاند.
این بیت بخشی از گفتگوی عمر با پیر چنگی است. پیرمردِ نوازنده که از ترسِ «محتسب» (عمر) به گورستان پناه برده و برای خدا چنگ مینواخت، با دیدن خلیفه وحشتزده میشود. عمر او را آرام میکند و به او میگوید که آمدنش به آنجا نه برای مجازات، بلکه به فرمان و الهام الهی بوده است.
مولانا در اینجا یک اصل عرفانی مهم را بیان میکند: جذبه و کششِ اولیاءالله به سوی افراد، در حقیقت بازتابی از ستایش و محبت خداوند نسبت به باطن آن افراد است. عمر به پیر میگوید: «اینکه من اینجا هستم و با دیدن تو، دلم نرم شده و به تو علاقهمند شدهام، خواست و ارادهٔ شخصی من نیست. این خداوند بود که آنقدر از صفات باطنی و خویِ نیکوی تو در دل من ستایش کرد تا مرا عاشق دیدار تو کند و به سوی تو بفرستد.»
واژهٔ «عاشق» در اینجا به معنای عشق روحانی و جذبهای معنوی است، نه عشق زمینی. این بیت نشان میدهد که توجه و عنایت حق به یک بنده، چگونه در دل دیگر بندگان خاص او نیز تجلی مییابد و آنها را مأمورِ رساندن لطف و بشارت الهی میکند. در واقع، عشق عمر به روی پیر، نتیجهٔ مدح یزدان از خوی اوست؛ یعنی زیبایی بیرونی (رو) بازتابی از زیبایی درونی (خو) است که مورد توجه خداوند قرار گرفته است.
- یزدان
- خداوند، اهورامزدا؛ در ادبیات فارسی به معنای خداوند یکتا به کار میرود.
- مِدْحَت
- ستایش، ستودن، تعریف و تمجید کردن.
- خوی
- خُلق، سرشت، طبیعت، منش و باطن.
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。