閱讀› 卷 2› 伊布力斯再次回應穆阿維葉› 詩聯 2638
M2:2638 — تا دهد جان را فراقش گوشمال / جان بداند قدر ایام وصال
M2:2638
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
خداوند گاهی دردِ جدایی را به جان میچشاند تا جان را تأدیب کند و به این وسیله، ارزش و قدر لحظاتِ با او بودن (وصال) را به یادش بیاورد.
این بیت در ادامۀ سخنان ابلیس در پاسخ به معاویه میآید. ابلیس در اینجا، با نگاهی عارفانه، فلسفۀ رنج و جدایی را توضیح میدهد. او معتقد است که اصل و اساسِ آفرینش بر لطف و بخشش خداوند استوار است و اگر گاهی قهر و فراقی از سوی او دیده میشود، آن نیز در خدمت همان لطف است.
درد جدایی (فراق) مانند یک «گوشمال» یا تنبیه آموزنده است. همانطور که یک معلم شاگردش را برای یادگیری بهتر تنبیه میکند، خداوند نیز با ابزارِ دوری، روح انسان را میآزماید و پرورش میدهد. هدف از این سختی، آزار دادن نیست، بلکه بیدار کردنِ جان و یادآوریِ نعمتی بزرگ است که شاید در هنگام برخورداری، قدرش دانسته نمیشود: نعمتِ حضور و وصال.
بنابراین، رنجِ دوری، خود مقدمهای برای درک عمیقترِ لذتِ نزدیکی است. تا انسان طعم تلخ جدایی را نچشد، شیرینیِ وصال را بهدرستی درک نخواهد کرد. این قانونِ تضادهاست که مفاهیم را برای ما روشن میکند؛ همانگونه که با وجود شب، ارزش روز را میفهمیم.
- گوشمال
- تنبیه، ادب کردن، مجازات برای درس عبرت
- فراق
- جدایی، دوری، هجران
- وصال
- رسیدن به معشوق، پیوستن، با هم بودن
- ایام
- روزها، دوران، روزگار (جمعِ یوم)
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。