M2:64 — گر بدیدی حس حیوان شاه را / پس بدیدی گاو و خر الله را
M2:64
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
اگر قرار بود حقیقت معنوی و خداوند با حواس ظاهری و جسمانی درک شود، پس حیوانات هم که این حواس را دارند باید خدا را میدیدند؛ اما اینگونه نیست و برای درک حقیقت به حسی برتر نیاز است.
مولانا در این بخش از مثنوی، تفاوت بنیادین میان دو نوع شناخت را توضیح میدهد: شناخت از طریق «حس» و شناخت از طریق «عقل» یا «چشم دل».
او «اهل اعتزال» (معتزله) را نماد کسانی میداند که تنها به حواس پنجگانه و عقل جزئی تکیه میکنند و هر آنچه را که با این ابزارها قابل درک نباشد، انکار میکنند. در مقابل، «اهل سنت» (در اینجا به معنای عارفان و اهل بینش) را کسانی میداند که به «چشم عقل» یا حس درونی مجهزند و میتوانند حقایق فراتر از ماده را مشاهده کنند.
این بیت، استدلالی قاطع در برابر حسگرایان است. مولانا میگوید اگر ابزار شناخت خداوند همان «حس حیوانی» بود که در همهٔ موجودات زنده مشترک است، پس تفاوتی میان انسان و حیوان باقی نمیماند. گاو و الاغ که در حواس ظاهری (مانند بویایی و شنوایی) چهبسا از انسان قویترند، باید میتوانستند «شاه» (کنایه از خداوند و حقیقت مطلق) را ببینند. چون چنین چیزی ممکن نیست، پس نتیجه میگیریم که انسان برای درک حقایق معنوی، به حسی دیگر و والاتر مجهز است که همان «چشم دل» یا «عقل کلی» است؛ همان چیزی که وجه تمایز و کرامت انسان است.
- حس حیوان
- حواس پنجگانه ظاهری (بینایی، شنوایی و...) که میان انسان و حیوانات مشترک است.
- شاه
- در اینجا کنایه از خداوند، حقیقت مطلق یا پادشاه عالم معناست.
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。