閱讀› 卷 5› 一個故事,同樣在回答宿命論者,並證明自由意志、命令與禁令的正確性,以及闡明宿命論者的藉口在任何宗教和任何信仰中都是不可接受的,也無法免除其所犯罪行的懲罰。正如宿命論者易卜劣斯因說「你已使我迷誤」而未能獲得解脫一樣。少量即能說明大量。› 詩聯 3080
M5:3080 — گفت توبه کردم از جبر ای عیار / اختیارست اختیارست اختیار
M5:3080
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
دزدی که برای توجیه کارش به جبر و تقدیر متوسل شده بود، پس از آنکه با همان منطق مجازات شد، از حرف خود برمیگردد و با تأکید فراوان به وجود اختیار در کارهای انسان اعتراف میکند.
این بیت نقطه اوج حکایتی است که مولوی برای رد استدلال جبریون آورده است. مردی از باغی میوه میدزدد و وقتی صاحب باغ او را بازخواست میکند، با حالتی حقبهجانب میگوید که او «بندهٔ خدا»ست و از «باغ خدا» میوهای میخورد که «حق» برایش مقدر کرده است. در واقع، او مسئولیت دزدی خود را به گردن تقدیر الهی میاندازد.
صاحب باغ، به جای بحث نظری، تصمیم میگیرد با همان منطق جبری با او رفتار کند. او را به درختی میبندد و با چوب به جانش میافتد. وقتی دزد فریاد میزند که «چرا بیگناهی را میزنی؟»، صاحب باغ پاسخ میدهد: «این چوبِ خداست که بر پشت بندهی دیگر خدا میخورد و من فقط ابزار و آلت دست فرمان او هستم.»
اینجاست که پوچی و ریاکارانه بودن استدلال جبری آشکار میشود. دزد که تا وقتی عمل به نفعش بود خود را بیاختیار میدانست، در برابر درد و مجازات، فوراً به اختیار خود و دیگری معتقد میشود. فریاد «توبه کردم» و تکرار سهبارهی کلمهی «اختیار»، اعترافی است که نه از روی تأمل فلسفی، بلکه از روی تجربهی عملی و دردناک به دست آمده است. مولوی نشان میدهد که حتی معتقدان به جبر نیز در زندگی روزمره و بهویژه در هنگام مواجهه با ظلم، ناخودآگاه بر اساس اصل اختیار عمل میکنند و این بهترین دلیل بر وجود آن است.
- جبر
- اعتقاد به اینکه انسان در کارها و سرنوشت خود هیچ اختیاری ندارد و همه چیز از پیش تعیین شده است؛ تقدیرگرایی.
- عیار
- در اینجا به معنی شخص زیرک، باهوش و کاردان. صاحب باغ که با هوشمندی استدلال مرد جبری را به خودش برگرداند.
- اختیار
- توانایی انتخاب و گزینش؛ ارادهی آزاد. نقطهی مقابل جبر.
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。