閱讀› 卷 6› 回到老鼠在河邊呼喚水獺的故事,拉動繩索,以便水獺在水中得知老鼠的呼喚。› 詩聯 2947
M6:2947 — چغز گفتا این سزای آن کسی / کو چو بیآبان شود جفت خسی
M6:2947
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
این بیت از زبان قورباغهای است که به خاطر دوستی با یک موش، از آب بیرون کشیده شده و در هوا معلق مانده است؛ او میگوید این عاقبتِ کسی است که با غیرِ همجنس و نااهل طرح دوستی میریزد.
این بیت، نقطهی اوج تمثیل قورباغه و موش است. این دو موجود، یکی آبزی و دیگری خاکزی، با هم پیمان دوستی میبندند و برای آنکه از هم جدا نشوند، پاهایشان را با نخی به هم متصل میکنند. اما دوستی آنها که بر پایهی «همجنسی» معنوی و وجودی نیست، سرانجامی فاجعهبار دارد. کلاغی از آسمان فرود میآید و موش را به منقار میگیرد و به هوا میبرد. با بالا رفتن موش، قورباغه نیز با آن نخ از عمق آب بیرون کشیده شده و در هوا آویزان میماند.
مردم با دیدن این صحنهی عجیب، از شکار شدن قورباغهی آبزی توسط کلاغ در شگفت میمانند. در این لحظه، قورباغه فریاد برمیآورد که این بلا، سزای انتخاب نادرست خودش است. او که یک موجود «آبی» است، وقتی تنها ماند، به دوستی با «خَس» تن داد؛ یعنی موجودی که از دید او و نسبت به стихия و ذات او (آب)، بیارزش و بیگانه است. مولانا بلافاصله پس از این بیت، نتیجهگیری اخلاقی داستان را بیان میکند و از زبان قورباغه مینالد: «ای فغان از یار ناجنس ای فغان».
این داستان در کل، هشداری است دربارهی اهمیت «همجنسی» (سنخیت) در انتخاب همنشین و دوست. این همجنسی از نظر مولانا، ظاهری و صوری نیست (آب و خاک)، بلکه باطنی و معنوی است. روح انسان (قورباغه) که ذاتاً آسمانی و الهی است، وقتی خود را با نخ تعلقات به نفسِ زمینی و مادی (موش) گره میزند، سرانجام توسط مرگی ناگزیر (کلاغ)، از стихия اصلی خود کنده شده و رسوا میگردد.
- چغز
- قورباغه
- سزا
- مجازات، کیفر، آنچه شایستهی کسی است
- کو
- مخفف «که او»
- بیآبان
- بدون یار و همراهِ آبزی، بیهمدمِ همجنس (از اهل آب)
- جفت
- یار، همنشین، دوست
- خس
- خار و خاشاک، کنایه از موجود بیارزش و ناچیز
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。