閱讀 卷 6 國王之子們遵從「人貪求被禁止之物」的法則,說:‘我們已表現出自己的順從,但你的惡習卻不願接受順從。’他們拋開父親所有的訓誡和勸告,走向那個被禁止的城堡,結果落入了災難之井。他們的自責之魂對他們說:‘難道沒有警告者來到你們這裡嗎?’他們哭泣並後悔地說:‘如果我們聽從或理智,我們就不會成為火獄的居民。’ 詩聯 3711

M6:3711 — کمترین عیب مصور در خصال / چون پیاپی بینیش آید ملال

کمترین عیب مصور در خصالچون پیاپی بینیش آید ملال
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3711

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کمترین عیب هر چیز دارای صورت و ویژگی این است که وقتی آن را پیاپی ببینی، ملال‌آور می‌شود. معنا: این بیت بیان می‌کند که هر چیز دارای شکل و هیئت، هرچند زیبا باشد، اگر مکرر به آن نگریسته شود، دل را می‌زند و کسالت می‌آورد.

شرح

این بیت، حقیقتی بنیادین را دربارهٔ جهانِ صورت‌مند و نقص ذاتی آن بیان می‌کند. از دیدگاه من، این بیت در قلب هستی‌شناسی مولوی قرار دارد؛ آنجا که او میان «صورت» و «بی‌صورتی» تمایز می‌گذارد. «مصور» در اینجا به هر شیء یا امری اشاره دارد که در قالب و شکل خاصی جلوه‌گر شده است. کمترین عیب و نقص این امورِ صورت‌مند، ولو آنکه در کمال زیبایی و دلربایی باشند، این است که در اثر تکرار و مشاهدهٔ پیاپی، «ملال» می‌آورند.

این پدیده را به وضوح در تجربهٔ روزمره می‌بینیم: زیباترین چهره‌ها، دلنشین‌ترین آهنگ‌ها، لذیذترین غذاها؛ هر یک در ابتدا حیرت‌انگیز و مطلوبند. اما دیری نمی‌پاید که تکرار آن‌ها را رنگ باخته و کسالت‌آور می‌سازد. آن جذبهٔ اولیه از میان می‌رود و دیگر هرگز بازنمی‌گردد. این خاصیتِ جهانِ «با صورت» است که محدود و مقید است و هر قیدی، با خود زوال و کهنگی می‌آورد. این در برابر «بی‌صورتی» محض است که از هر قید و تحدیدی آزاد است و از این رو، هرگز ملال نمی‌آورد، بلکه پیوسته «حیرت محض» می‌زاید و از «بی‌آلتی» خود، صد گونه آلت و ابزار می‌آفریند.

انسان‌ها در برابر این ملال ذاتی صورت‌ها دو راه پیش می‌گیرند: گروهی چون عارفان، پیوسته در طلب «نو» و تازگی‌اند. مولانا خود یک «عارف نوع‌اندیش» بود؛ او نه تنها از کهنه‌ها می‌گریخت، بلکه حتی «خدای کهنه» را نیز دوست نداشت و در پی کشف جنبه‌های تازه‌ای از وجود الهی بود، رابطه‌ای نو با معبود. اینان کهنگی را درک می‌کنند و با هوشمندی، به دنبال تجربه‌های جدید، فیوضات تازه و صورت‌های نو می‌گردند تا ملال را فروبنشانند.

اما گروهی دیگر، که اکثریت مردم را تشکیل می‌دهند، یا دچار «غفلت محمود» می‌شوند – یعنی کهنگی را درک نمی‌کنند و هر روز را نو می‌پندارند و همین غفلت، نظام زندگی‌شان را برقرار می‌دارد. اگر این غفلت نمی‌بود و همه به زیرکی خیام، کهنگی جهان را درمی‌یافتند، دچار ملالی مهیب می‌شدند. برخی دیگر نیز برای گریز از این «رنج هستی» و ملال تکرار صورت‌ها، به بنگ و خمر یا مشغله‌های افراطی روی می‌آورند تا دمی از خویشتن و تکرار هستی بگریزند. اینان آگاهانه خود را به غفلت می‌سپارند تا از این «ننگ هستی» و این ملال گریزی یابند.

منتهای کلام مولانا این است که این عالم «کف دریاست صورت‌های عالم». صورت‌ها صرفاً ظواهری هستند که روی معنای بی‌صورت شناورند. «غذائیت» (خاصیت سیرکنندگی) مثلاً، یک معنای بی‌صورت است که می‌تواند در گندم جلوه کند یا به اعجاز الهی در ریگ. گندم صرفاً صورتی است که این معنا را حمل می‌کند و اگر به او متکی باشیم، ملول‌کننده خواهد شد. باید از این صورت‌ها فراتر رفت و به «معنای دلبند» و «بی‌صورتی» رسید که ملال‌ناپذیر است و پیوسته حیرت‌آفرین.

نکات کلیدی

  • جهانِ صورت‌مند، ذاتاً به دلیل تکرار، ملال‌آور است، بر خلاف بی‌صورتی مطلق.
  • زیبایی‌های دنیا با تکرار، جذابیت خود را از دست می‌دهند.
  • عارفان با طلب دائم «نو» و تازگی (در خدا و جهان)، بر ملال صورت‌ها غلبه می‌کنند.
  • انسان‌های عادی با «غفلت محمود» (نادیده گرفتن کهنگی) یا پناه بردن به مستی و مشاغل پرشمار، از ملال می‌گریزند.
  • باید از ظواهر (صورت‌ها) فراتر رفت و به معانی پنهان و بی‌صورت رسید تا به حیرت دائمی دست یافت.

Sources: d6-s82 · 38:06:00 d6-s82 · 50:20:00 d6-s82 · 52:13:00 d6-s82 · 54:05:00 d6-s82 · 55:56:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。