閱讀 卷 6 國王之子們遵從「人貪求被禁止之物」的法則,說:‘我們已表現出自己的順從,但你的惡習卻不願接受順從。’他們拋開父親所有的訓誡和勸告,走向那個被禁止的城堡,結果落入了災難之井。他們的自責之魂對他們說:‘難道沒有警告者來到你們這裡嗎?’他們哭泣並後悔地說:‘如果我們聽從或理智,我們就不會成為火獄的居民。’ 詩聯 3731

M6:3731 — صورت مرد و زن و لعب و جماع / فایده‌ش بی‌هوشی وقت وقاع

صورت مرد و زن و لعب و جماعفایده‌ش بی‌هوشی وقت وقاع
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3731

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: صورت مرد و زن و عشقبازی و آمیزش جنسی، سود آن بی‌خودی و از خود بی‌خبر شدن در هنگام وقوع آن است. معنا: این بیت بیان می‌کند که غایت و نتیجهٔ ظاهری‌ترین اعمال جسمانی، حالتی غیرمادی و بی‌صورت از بی‌خودی و سرمستی است.

شرح

ما در مثنوی مولانا با یکی از کلیدی‌ترین معرفت‌ها روبرو هستیم: قصهٔ «بی‌صورتی». جهانِ باصورتِ ما از آن بی‌صورتِ ازلی و ابدی سرچشمه گرفته است. مولانا برای تبیین این حقیقت، مثال‌های بی‌شماری می‌آورد که یکی از آنها همین بیت است. در اینجا او مسیری را می‌پیماید که از صورت آغاز می‌شود و به بی‌صورت ختم می‌گردد.

من قبلاً هم در جای خود توضیح داده‌ام که معمولاً در تلقی سنتی و از جمله نزد مولانا، اندیشهٔ بی‌صورت مقدم بر عملِ باصورت است. یعنی اندیشه‌ها و جهان‌بینی‌های ما، صورت‌های اعمال و کیش‌ها و پیشه‌های ما را می‌سازند. اما مولانا در این بیت و چند بیت قبل و بعد آن، مسیر معکوس را نیز نشان می‌دهد: چگونه یک «صورت» می‌تواند به یک «بی‌صورت» بینجامد. او می‌گوید ظاهراً مرد و زن به عشق‌بازی و آمیزش جنسی می‌پردازند؛ این یک صورتِ محسوس و مشاهده‌پذیر است. اما فایده و نتیجهٔ حقیقی این عمل چیست؟ «بی‌هوشی وقت وقاع»! این بی‌هوشی و بی‌خودی، حالتی است که صورتِ ظاهری ندارد. نه می‌توان آن را دید، نه شنید، نه بویید. این حالتی از احوالِ روح آدمی است که از قید صورت‌های مادی رها شده است.

این درک از صورت و بی‌صورت، در برابر تلقی‌های ماتریالیستی و طبیعت‌گرایانه قرار می‌گیرد. کسانی که همه چیز را در ماده و قوانین طبیعی خلاصه می‌کنند، در واقع در دام پرستش صورتِ واحد گرفتار آمده‌اند. آنان فراموش می‌کنند که طبیعت، تنها یک صورت از بی‌شمار صورت‌هایی است که وجودِ بی‌صورت می‌تواند به خود بگیرد. همان‌طور که خنده می‌تواند صورت‌های متعددی داشته باشد – از قهقه‌های لبان آدمی تا بهارِ طبیعت – بی‌صورتی نیز اصنافِ صورت‌ها می‌پذیرد. مولانا به ما هشدار می‌دهد: «زین قدح‌های صور کم باش مست / تا نگردی بت‌تراش و بت‌پرست». اگر از این جام‌های صورت مست شویم، بت‌تراش می‌شویم؛ یعنی تنها صورت واحد را می‌پرستیم و از منشاء بی‌صورت و غایت بی‌صورت غافل می‌شویم.

این بی‌هوشی یا بی‌خودی که مولانا از آن سخن می‌گوید، یک فراموشی یا عدم محض نیست. بلکه حالتی است از ادراک ماورایی و تجربهٔ فراحسی. در آن لحظهٔ سرمستی، انسان از خودیِ مقید به جسم رها می‌شود و به تجربه‌ای دست می‌یابد که آن را نمی‌توان در قالب صورت‌های مادی گنجاند. این دقیقاً همان جایی است که از سطح جهان باصورت به عمق جهان بی‌صورت گام می‌نهیم. مولانا با این مثال‌های ملموس، می‌خواهد ما را به سوی این حقیقت رهنمون شود که مبدأ و مقصد همهٔ صورت‌ها، بی‌صورتی است: «صورت از بی‌صورتی آمد برون / باز شد که انا الیه راجعون».

نکات کلیدی

  • اعمال و صورت‌های جسمانی، به ویژه آمیزش، غایتی غیرمادی و بی‌صورت از بی‌خودی و سرمستی دارند.
  • مولانا مسیر رفت و برگشت میان «صورت» (ظاهر مادی) و «بی‌صورت» (جوهر غیرمادی) را تشریح می‌کند؛ گاه از اندیشه به عمل و گاه از عمل به بی‌خودی.
  • «بی‌هوشی وقت وقاع» به معنای بی‌خبری از خودِ مقید به جسم و رسیدن به حالتی فراحسی و ماورایی است.
  • این بیت نقدی بر تلقی‌های ماتریالیستی است که هستی را تنها در صورت‌های محسوس خلاصه می‌کنند.
  • همهٔ صورت‌ها از بی‌صورت سرچشمه می‌گیرند و به آن بازمی‌گردند؛ بی‌صورت مبدأ و معاد همهٔ هستی است.

Sources: d6-s83 · 27:45:00 d6-s83 · 33:26:00 d6-s83 · 40:34:00 d6-s83 · 41:15:00 d6-s83 · 42:00:00 s09 [04:40]

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。