沙姆斯集› 抒情詩 1951› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۵۱
- گفتم ای اکسیر بنما مس را چون زر کنی رو به صرافان دل آورد گفتا گاز بین
G1951:5
您的語言
我說:「啊,點金石,請展示你如何將銅化為金。」祂轉向心靈的兌換商,說道:「看那鉗子。」
當被問及靈性轉化的秘訣時,導師並未直接回答,而是指向了心靈的冶煉過程,暗示轉化需要工具(鉗子)與嚴酷的試煉。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
اکسیر點金石、萬能藥。صرافان貨幣兌換商、金融家。گاز鉗子、夾具。
全詩 ↗
- 1 ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبین·گر تو دست آموز شاهی خویشتن را باز بین
- 2 هر کی انبازی برید از خویش آن بازی مدان·در جهان او را چو حق بیمثل و بیانباز بین
- 3 ز آفتابی کآفتاب آسمان یک جام او است·ذرهها و قطرهها را مست و دست انداز بین
- 4 چونک قبله شاه یابی قبله اقبال شو·چون دو دم خوردی ز جامش بخت را دمساز بین
- 5 گفتم ای اکسیر بنما مس را چون زر کنی·رو به صرافان دل آورد گفتا گاز بین
- 6 گفتمش چون زنده کردی مرغ ابراهیم را·گفت پر و بال برکن هم کنون پرواز بین
- 7 گفتم از آغاز مرغ روح ما بیپر بدهست·گفت هین بشکن قفس آغاز بیآغاز بین
- 8 زان فروبسته دمی کت همدم و همراز نیست·چشم بگشا هر دمی همراز بین همراز بین
- 9 این دمی چندی که زد جان تو در سوز و نیاز·چون دم عیسی به حضرت زنده و باساز بین
- 10 خاک خواری را بمان چون خاک خواری پیشه گیر·خاک را از بعد خواری در چمن اعزاز بین
ganjoor: sh1951 · public domain