沙姆斯集 抒情詩 2215 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۱۵

  1. ای که دُردِ سخنت صاف‌تر از طبعِ لطیف گر رَود صَفوَتِ این طبعِ سخندان، تو مرو

G2215:3

您的語言

你的話語之渣滓,比精微的性情更純淨縱使這善言之性情的純粹逝去,你莫離去
你話語中最粗糙的部分,都比世間最精緻的本質更為純粹。即使這種純粹的本質消失了,也請你不要離開。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

دُرد沉澱物、渣滓、酒糟。在此比喻為話語中最不經修飾的部分。صَفوَت(阿拉伯語借詞)精華、純粹、精英。طبع(阿拉伯語借詞)天性、本質、性情。

全詩 ↗

  1. 1 گر رَود دیده و عقل و خرد و جان، تو مرو·که مرا دیدنِ تو بهتر از ایشان، تو مرو
  2. 2 آفتاب و فلک اندر کَنَفِ سایهٔ توست·گر رَود این فلک و اختر تابان، تو مرو
  3. 3 ای که دُردِ سخنت صاف‌تر از طبعِ لطیف·گر رَود صَفوَتِ این طبعِ سخندان، تو مرو
  4. 4 اهل ایمان همه در خوفِ دَمِ خاتمتند·خوفم از رفتنِ توست ای شهِ ایمان، تو مرو
  5. 5 تو مرو، گر برَوی جانِ مرا با خود بر·ور مرا می‌نبری با خود از این خوان، تو مرو
  6. 6 با تو هر جزو جهان باغچه و بُستان‌ست·در خزان گر برود رونقِ بُستان، تو مرو
  7. 7 هجر خویشم منما، هجر تو بس سنگ دل‌ست·ای شده لعل ز تو سنگ بدخشان، تو مرو
  8. 8 کی بود ذرّه که گوید: «تو مرو» ای خورشید·کی بود بنده که گوید به تو سلطان: «تو مرو»
  9. 9 لیک تو آبِ حیاتی، همه خَلقان ماهی·از کمالِ کرم و رحمت و احسان، تو مرو
  10. 10 هست طومارِ دلِ من به درازیِ ابد·برنوشته ز سرش تا سویِ پایان، تو مرو
  11. 11 گر نترسم ز ملالِ تو بخوانم صد بیت·که ز صد بهتر و ز هجده هزاران، تو مرو

ganjoor: sh2215 · public domain