沙姆斯集› 抒情詩 2489› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۸۹
- آینه کیست تا تو را در دل خویش جا دهد ای صنما به جان تو کاینه در بننگری
G2489:3
您的語言
鏡子算什麼,能將你容納在它的心底?我的偶像啊,我以你的靈魂起誓,你會讓鏡子羞慚無地。
沒有任何鏡子能夠反映你的全部真相,因為你的偉大無法被任何事物所包容。當你看向鏡子時,反而是鏡子因無法映照你的完美而感到羞愧。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
بننگری古波斯語動詞,意為「使……蒙羞」或「使……慚愧」。
全詩 ↗
- 1 گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری·تا نفروشی ای صنم کز مه و مهر خوشتری
- 2 ور دو هزار جان و دل بر در تو وطن کند·در مگشای ای صنم کز دل و جان تو برتری
- 3 آینه کیست تا تو را در دل خویش جا دهد·ای صنما به جان تو کاینه در بننگری
- 4 دست مده تو چرخ را تا که به پیش اسب او·غاشیه تو را کشد بر سر خود به چاکری
- 5 دولت سنگ پارهای گرچه بیافت چارهای·در تن خویش بنگرد بیند وصف گوهری
- 6 ای دل باز شکل من جانب دست عشق او·با پر عشق او بپر چند به پر خود پری
- 7 در پی شاه شمس دین تا تبریز میدوان·لشکر عشق با وی است رو که تو هم ز لشکری
ganjoor: sh2489 · public domain