沙姆斯集› 抒情詩 2597› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۹۷
- من بیرخ چون ماهت گر روی به ماه آرم مه بیتو ز من گیرد صد دوری و بیزاری
G2597:2
您的語言
沒有你月亮般的面容,我若轉向月亮,月亮也會因你的缺席,對我百般迴避與厭棄。
失去了你,即使是天上的月亮也會對我顯得疏遠和充滿敵意,因為萬物的美都源於你。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
بیرخ沒有……的面容。بیزاری厭惡,嫌棄,疏遠。
全詩 ↗
- 1 گر روی بگردانی تو پشت قوی داری·کان روی چو خورشیدت صد گون کندت یاری
- 2 من بیرخ چون ماهت گر روی به ماه آرم·مه بیتو ز من گیرد صد دوری و بیزاری
- 3 جان بیتو یتیم آمد مه بیتو دو نیم آمد·گلزار جفا گردد چون تخم جفا کاری
- 4 چون سرکشی آغازی یا اسب جفا تازی·دست کی رسد در تو گر پای نیفشاری
- 5 مهمان توام ای جان ای شادی هر مهمان·شاید که ز بخشایش این دم سر من خاری
- 6 رو ای دل بیچاره با تیغ و کفن پیشش·کی پیش رود با او بدفعلی و طراری
- 7 ای جان نه ز باغ تو رستهست درخت من·پرورده و خو کرده با عشرت و خماری
- 8 اجزای وجود من مستان تواند ای جان·مستان مرا مفکن در نوحه و در زاری
- 9 آن ساغر پنهانی خواهم که بگردانی·مستانه به پیش آیی بینخوت و جباری
- 10 ای ساغر پنهانی تو جامی و یا جانی·یا چشمه حیوانی یا صحت بیماری
- 11 یا آب حیاتی تو یا خط نجاتی تو·یا کان نباتی تو یا ابر شکرباری
- 12 آن ساغر و آن کوزه کو نشکندم روزه·اما نهلد در سر نی عقل نی هشیاری
- 13 هم عقلی و هم جانی هم اینی و هم آنی·هم آبی و هم نانی هم یاری و هم غاری
- 14 خاموش شدم حاصل تا برنپرد این دل·نی زان که سخن کم شد از غایت بسیاری
ganjoor: sh2597 · public domain