沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۲۴
- برخیز که جان است و جهان است و جوانی خورشید برآمد بنگر نورفشانی
G2624:1
您的語言
起來,因為這是生命,是世界,是青春,太陽已升起,看這光芒的揮灑。
詩人催促道,快醒來吧!因為此刻充滿了生命、世界與青春的活力。你看,神聖的太陽已經升起,正將它的光輝遍灑大地。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
نورفشانی光芒的揮灑、散播光芒。這是一個複合詞,描繪太陽升起時光芒四射的景象。
全詩 ↗
- 1 برخیز که جان است و جهان است و جوانی·خورشید برآمد بنگر نورفشانی
- 2 آن حسن که در خواب همیجست زلیخا·ای یوسف ایام به صد ره به از آنی
- 3 برخیز که آویخت ترازوی قیامت·برسنج ببین که سبکی یا تو گرانی
- 4 هر سوی نشانی است ز مخلوق به خالق·قانع نشود عاشق بیدل به نشانی
- 5 هر لحظه ز گردون برسد بانگ که ای گاو·ما راه سعادت بنمودیم تو دانی
- 6 برخیز و بیا دبدبه عمر ابد بین·تا بازرهی زود از این عالم فانی
- 7 او عمر عزیزی است از او چاره نداری·او جان جهان آمد و تو نقش جهانی
- 8 بر صورت سنگین بزند روح پذیرد·حیف است کز این روح تو محروم بمانی
- 9 او کان عقیق آمد و سرمایه کانها·در کان عقیق آی چه دربند دکانی
ganjoor: sh2624 · public domain