沙姆斯集 抒情詩 2656 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۵۶

  1. ببینی تو چه سلطانان معنی به گوشه بامشان چون پاسبانی

G2656:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 نه آتش‌های ما را ترجمانی·نه اسرار دل ما را زبانی
  2. 2 برهنه شد ز صد پرده دل و عشق·نشسته دو به دو جانی و جانی
  3. 3 میان هر دو گر جبریل آید·نباشد ز آتشش یک دم امانی
  4. 4 به هر لحظه وصال اندر وصالی·به هر سویی عیان اندر عیانی
  5. 5 ببینی تو چه سلطانان معنی·به گوشه بامشان چون پاسبانی
  6. 6 سرشته وصل یزدان کوه طور است·در آن کان تاب نارد یک زمانی
  7. 7 اگر صد عقل کل بر هم ببندی·نگردد بامشان را نردبانی
  8. 8 نشانی‌های مردان سجده آرد·اگر زان بی‌نشان گویم نشانی
  9. 9 از آن نوری که حرف آن جا نگنجد·تو را این حرف گشته ارمغانی
  10. 10 کمر شد حرف‌ها از شمس تبریز·بیا بربند اگر داری میانی

ganjoor: sh2656 · public domain