沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۲۶
- خیره چرا گشتهای خواجه مگر عاشقی کاسه بزن کوزه خور خواجه اگر عاشقی
G3026:1
您的語言
為何如此茫然失措,主人,莫非你墜入了愛河?若是愛了,就敲響那碗,飲下那壺,主人啊。
你為何如此心不在焉,主人?難道是戀愛了嗎?如果你是個戀人,就該放下矜持,像個戀人一樣行事。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
خواجه對男性的尊稱,意指「主人」、「先生」或「老師」。خیره茫然的、困惑的、目瞪口呆的。
全詩 ↗
- 1 خیره چرا گشتهای خواجه مگر عاشقی·کاسه بزن کوزه خور خواجه اگر عاشقی
- 2 کاش بدانستیی بر چه در استادهای·کاش بدانستیی بر چه قمر عاشقی
- 3 چشمه آن آفتاب خواب نبیند فلک·چشمت از او روشنست تیزنظر عاشقی
- 4 شیر فلک زین خطر خون شده استش جگر·راست بگویم مرنج سخته جگر عاشقی
- 5 ای گل تر راست گو بر چه دریدی قبا·ای مه لاغرشده بر چه سحر عاشقی
- 6 ای دل دریاصفت موج تو ز اندیشههاست·هر دم کف میکنی بر چه گهر عاشقی
- 7 آنک از او گشت دنگ غم نخورد از خدنگ·ور تو سپر بفکنی سسته سپر عاشقی
- 8 جملهٔ اجزای خاک، هست چو ما عشقناک·لیک تو ای روح ِپاکْ، نادرهتر عاشقی
- 9 ای خرد ار بحریی دم مزن و دم بخور·چون هنرت خامشیست بر چه هنر عاشقی
ganjoor: sh3026 · public domain