沙姆斯集› 抒情詩 420› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۲۰

  1. چون چنین است صنم پند مده عاشق را آهن سرد چه کوبی؟ که وی از پند گذشت

G420:2

您的語言

偶像既是如此,就別再勸誡那戀人了,你何必錘鍊冷鐵?他早已超越了勸告。
既然愛人有如此顛覆性的魅力,勸告陷入愛河的人是沒有用的。這就像錘打冰冷的鐵塊一樣徒勞,因為他已不受任何道理的約束。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

صنم偶像、神像。在蘇菲詩歌中常用來指代神聖的愛人。

全詩 ↗

  1. 1 ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت·گفت بس چند بُوَد؟ گفتمش از چند گذشت
  2. 2 چون چنین است صنم پند مده عاشق را·آهن سرد چه کوبی؟ که وی از پند گذشت
  3. 3 تو چه پرسیش که چونی؟ و چگونه است دلت؟·منزل عشق از آن حال که پرسند گذشت
  4. 4 آن چه روی است که ترکان همه هندوی ویند؟·ترک تاز غم سودای وی از چند گذشت
  5. 5 آن کف بحر گهربخش وراء النهر است·روضه خوی وی از سغد سمرقند گذشت
  6. 6 خارش حرص و طمع در جگر و جانش افکند·چون نسیم کرمش بر دل خرسند گذشت
  7. 7 ذوق دشنام وی از شهد ثنا بیش آمد·لطف خار غم او را گل خوش خند گذشت
  8. 8 گر در بسته کند منع ز هفتاد بلا·تا که این سیل بلا آمد و از بند گذشت
  9. 9 هر کی عقد و حل احوال دل خویش بدید·بند هستی بشکست او و ز پیوند گذشت
  10. 10 مرد چونک به کف آورد چنین در یتیم·خاطر او ز وفای زن و فرزند گذشت
  11. 11 بس که از قصهٔ خوبش همه در فتنه فتند·کاین مقالات خوش از فهم خردمند گذشت

ganjoor: sh420 · public domain