沙姆斯集› 抒情詩 420› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۲۰
- آن چه روی است که ترکان همه هندوی ویند؟ ترک تاز غم سودای وی از چند گذشت
G420:4
您的語言
那是怎樣一張臉,讓所有突厥人都成了祂的印度奴僕?祂那憂思的劫掠,其狂熱早已超越了數計。
愛人的美貌是如此懾人,連驕傲的突厥人都甘願成為祂的奴隸。由祂引發的愛的狂熱與憂思,其猛烈程度無法計算。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
هندوی印度人、印度奴僕。在波斯文學中,常與「突厥」(Turk)對比,前者象徵黑色、順從的奴隸,後者象徵白色、驕傲的統治者。ترک تاز突厥式的劫掠、猛烈的襲擊。سودا黑膽汁、憂鬱、瘋狂的愛戀。
全詩 ↗
- 1 ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت·گفت بس چند بُوَد؟ گفتمش از چند گذشت
- 2 چون چنین است صنم پند مده عاشق را·آهن سرد چه کوبی؟ که وی از پند گذشت
- 3 تو چه پرسیش که چونی؟ و چگونه است دلت؟·منزل عشق از آن حال که پرسند گذشت
- 4 آن چه روی است که ترکان همه هندوی ویند؟·ترک تاز غم سودای وی از چند گذشت
- 5 آن کف بحر گهربخش وراء النهر است·روضه خوی وی از سغد سمرقند گذشت
- 6 خارش حرص و طمع در جگر و جانش افکند·چون نسیم کرمش بر دل خرسند گذشت
- 7 ذوق دشنام وی از شهد ثنا بیش آمد·لطف خار غم او را گل خوش خند گذشت
- 8 گر در بسته کند منع ز هفتاد بلا·تا که این سیل بلا آمد و از بند گذشت
- 9 هر کی عقد و حل احوال دل خویش بدید·بند هستی بشکست او و ز پیوند گذشت
- 10 مرد چونک به کف آورد چنین در یتیم·خاطر او ز وفای زن و فرزند گذشت
- 11 بس که از قصهٔ خوبش همه در فتنه فتند·کاین مقالات خوش از فهم خردمند گذشت
ganjoor: sh420 · public domain