بخش ۵۰ - سؤال کردن آن صوفی قاضی را
蘇菲行者問法官
- M6:1603 گفت صوفی چون ز یک کانست زراین چرا نفعست و آن دیگر ضرر
- M6:1604 چونک جمله از یکی دست آمدستاین چرا هوشیار و آن مست آمدست ❋
- M6:1605 چون ز یک دریاست این جوها رواناین چرا نوش است و آن زهر دهان ❋
- M6:1606 چون همه انوار از شمس بقاستصبح صادق صبح کاذب از چه خاست ❋
- M6:1607 چون ز یک سرمهست ناظر را کحلاز چه آمد راستبینی و حول
- M6:1608 چونک دار الضرب را سلطان خداستنقد را چون ضرب خوب و نارواست ❋
- M6:1609 چون خدا فرمود ره را راه مناین خفیر از چیست و آن یک راهزن
- M6:1610 از یک اشکم چون رسد حر و سفیهچون یقین شد الولد سر ابیه
- M6:1611 وحدتی که دید با چندین هزارصد هزاران جنبش از عین قرار