阅读› 卷 2› 真主在创造万物时协商的故事› 诗联 185
M2:185 — مفترق شد آفتاب جانها / در درون روزن ابدان ما
M2:185
شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音
شرح
جلسهٔ 06 — [31:41:00] نیستان و حجاب معرفتی
یکی از معانی که به نظر من مولانا در همین نیستان و در این شکایت از فراق داره، چیزی شبیه اینه. رمزی که در این داستان قصر سیاهپوشان نظامی هست، کم و بیش در همین حدود است و به همین سبب به گمان من نه تنها این داستان، تمام داستانهایی که در هفت پیکر نظامیست قابل تأمله، اما این یکی به روشنی سرنوشت و سرگذشت ما رو نشان میده که از کجا به کجا رسیدهایم و چگونه اون وحدت ما بدل به کثرت شده است، اونجایی که با همه بودیم، به قول مولانا:
آمدیم متکثر شدیم، فراوان شدیم. یعنی نه تنها هبوط کردیم، بلکه به کثرت هم مبتلا شدیم. وقتی که دوباره صعود میکنیم و از این هبوط و از این افت خارج میشیم، البته اینا هیچکدوم زمانی نیست، معرفتی و علمی و از طریق آگاهیست، دوباره به وحدت میرسیم، دوباره به وصال میرسیم. اون آگاهی هم از طریق علمآموزی نیست. این برای اینکه اون حجاب حیرت و اون سحاب احتجاب بدرد، از طریق ورزیدن است، یعنی عمل کردن و ورزش کردن و سلوک کردن تا اینکه بدرد و با این شعر مولانا ختم کنم. گفت:
به زبانِ تو — 你的语言 · AI
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.