阅读› 卷 3› 比喻信徒在苦难中的逃避和不耐,如同豌豆和其他食材在沸腾的锅中不安躁动,急于跳出来› 诗联 4185
M3:4185 — هستی حیوان شد از مرگ نبات / راست آمد اقتلونی یا ثقات
M3:4185
释义 · به زبانِ تو — 你的语言 · AI
هستیِ مرتبهی بالاتر (حیوان) از فنای مرتبهی پایینتر (گیاه) به وجود میآید. این تحول، درستیِ آن سخن عارفانه را که «مرگ من، عین زندگی است» ثابت میکند.
مولانا در ادامهی تمثیل نخود در دیگ، به یک قانون کلی در طبیعت و سلوک اشاره میکند: تکامل و تعالی از طریق فنا و «مردن» حاصل میشود. همانطور که یک گیاه باید «بمیرد» و خورده شود تا به بخشی از وجود یک حیوان تبدیل شود و به مرتبهی بالاتری از هستی (زندگی حیوانی) دست یابد، سالک نیز باید از خودی و هستیِ محدود خود بمیرد تا به حیاتی والاتر و معنوی برسد.
مصراع دوم به سخن مشهور منصور حلاج اشاره دارد که یارانش را «ثقات» (افراد مورد اعتماد) خطاب کرد و از آنها خواست او را بکشند تا از زندان تن رها شود و به حیات حقیقی در وصال معشوق برسد. مولانا با کنار هم قرار دادن این دو تصویر — مرگ گیاه و سخن حلاج — نشان میدهد که این «مرگ» در واقع یک پیروزی و صعود است. رنج و فنایی که نخود در دیگ تحمل میکند، نه نابودی، بلکه مقدمهی تبدیل شدن به غذای انسان و جزئی از فکر و جان او شدن است. این بیت، اصل «فنا برای بقا» را به زیباترین شکل بیان میکند.
- نبات
- گیاه، رستنی
- راست آمد
- تحقق یافت، درست از آب درآمد
- اقتلونی یا ثقات
- (عبارت عربی) «ای افراد مورد اعتماد من، مرا بکشید». سخن مشهور منصور حلاج خطاب به یارانش.
- ثقات
- جمع «ثقه»، به معنی افراد معتمد و موثق.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.