阅读 卷 6 谴责那些腐朽的旧习,它们阻碍信仰的喜悦,证明真诚的软弱,并使成千上万的傻瓜误入歧途。就像那些阉人曾被羊群阻拦,不敢通过。阉人问牧羊人:“你的这些羊群为何如此伤害我?”牧羊人说:“如果你是男人,你身上有男人的血性,它们都为你牺牲;如果你是阉人,它们中的每一只都是你的毒蛇。”还有另一种阉人,他一见到羊群就立刻转身离去,不敢询问,害怕如果询问,羊群就会扑向他并伤害他 诗联 206

M6:206 — زین دو ره گرچه به جز تو عزم نیست / لیک هرگز رزم هم‌چون بزم نیست

زین دو ره گرچه به جز تو عزم نیستلیک هرگز رزم هم‌چون بزم نیست
✦ 以中文呈现此诗联

M6:206

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گرچه در این دو راهی جز ارادهٔ تو هدایت‌گر نیست، اما نبرد انتخاب هرگز به شیرینی وصال و آرامش محفل بزم نیست. معنا: مولانا در اینجا از دشواری اختیار و انتخاب در دوراهی‌ها می‌نالد و می‌گوید که مسیر تصمیم‌گیری، حتی اگر نهایتاً به سوی خدا باشد، همواره آکنده از کشمکش است و با آسودگی خاطرِ بزم یکی نیست.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیش از آن، فریاد می‌کند و ناله سر می‌دهد به درگاه پروردگار از «دو شاخه اختیار» و تردیدی که در جان آدمی از این موهبت عظیم پدید می‌آید. اختیار، فی‌نفسه، نیکوست و حتی تمایز میان انسان و حیوانات دیگر است. اما این ثروت بزرگ، عواقب و پیامدهایی سهمگین و «استخوان‌شکن» دارد که می‌تواند آدمی را در دوراهی‌های عجیب و غریبی گرفتار کند؛ دوراهی‌هایی که سعادت یا شقاوت او در گرو انتخاب‌های دشوار میان آنهاست. به همین سبب است که مولانا تعبیر «اختیارات خبیث» را به کار می‌برد؛ نه به این معنا که اختیار فی‌ذاته خبیث است، بلکه به این معنا که اختیار بالقوه می‌تواند به سوی خبث و خباثت ره بنماید و همین بالقوگی، جان را می‌آزارد.

من می‌بینم که مولانا در این بیت عمق درد خود را از این کشاکش بیان می‌کند. می‌گوید: «زین دو ره گرچه به جز تو عزم نیست»، یعنی حتی اگر من میان دو راه مردد باشم، در نهایت مقصد و مطلوب من جز تو نیستی و ارادهٔ حقیقی من فقط به سوی توست. حتی با وجود این یقین غایی، نفسِ انتخاب میان این دو راه یک «جان کندن» تمام‌عیار است. مولانا این حالت را با تمثیل «رزم» و «بزم» روشن می‌کند. «رزم» یعنی نبرد، کشاکش و درگیری دائمی درونی که در هنگام انتخاب دامنگیر انسان می‌شود. این وضعیت هرگز به آرامش، آسودگی و وصال «بزم» نمی‌رسد. بزم، محفل وصال و شادی است؛ حالتی که در آن تردیدها مرتفع شده و راه، بی‌ابهام گشته است. مولانا آرزومند چنین بزم بی‌دردسری است و از رزمِ پرمشقت اختیار می‌نالد.

این ناله مولانا را می‌توان با آرزوی صوفیان افراطی مقایسه کرد که می‌خواستند چون فرشتگان باشند؛ نیکوکار اما بی‌اختیار. چنین خواسته‌ای، بی‌شک از رنج گزنده‌ترین پیامدهای اختیار برمی‌خیزد. خداوند به آسمان‌ها و زمین امانت اختیار را عرضه کرد و آنها از حمل آن سر باز زدند، چنانکه در قرآن آمده: «اشفقن ان یحملنها»؛ اما انسان این امانت را پذیرفت. همین پذیرش، انسان را به موجودی «جون‌کَن» در مسیر انتخاب بدل کرده است. مولانا در اینجا آرزوی یک «صراط المستقیم» یک‌راهه را دارد که انسان را از این «تردد و تحیر جانسوز» برهاند.

نکات کلیدی

  • اختیار، موهبتی الهی و مایهٔ تمایز انسان، اما در عین حال منبعی برای کشاکش درونی و رنج تصمیم‌گیری است.
  • دوراهی‌های زندگی، حتی با علم به این که نهایتشان به سوی خداست، خود نوعی «جان کندن» و نبرد درونی است.
  • مولانا به جای رزمِ اختیار و تردید، آرزومند بزمِ وصال و مسیر یکتا و بی‌ابهام است.
  • خواستهٔ مولانا برای رهایی از اختیار، بازتابی از همان ترسی است که آسمان‌ها و زمین از حمل امانت الهی داشتند.
  • این بیت نشان می‌دهد که کمال عارف، لزوماً در تقویت اختیار نیست، بلکه گاهی در آرزوی فراتر رفتن از آن برای رسیدن به بی‌نیازی و یکتایی است.

Sources: d6-s06 · 00:15:22 d6-s06 · 00:18:20 d6-s05 · 26:28:00

به زبانِ تو — 你的语言 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.