阅读 卷 6 谴责那些腐朽的旧习,它们阻碍信仰的喜悦,证明真诚的软弱,并使成千上万的傻瓜误入歧途。就像那些阉人曾被羊群阻拦,不敢通过。阉人问牧羊人:“你的这些羊群为何如此伤害我?”牧羊人说:“如果你是男人,你身上有男人的血性,它们都为你牺牲;如果你是阉人,它们中的每一只都是你的毒蛇。”还有另一种阉人,他一见到羊群就立刻转身离去,不敢询问,害怕如果询问,羊群就会扑向他并伤害他 诗联 207

M6:207 — در نبی بشنو بیانش از خدا / آیت اشفقن ان یحملنها

در نبی بشنو بیانش از خداآیت اشفقن ان یحملنها
✦ 以中文呈现此诗联

M6:207

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در پیامبر بشنو این بیان را از خدا، آنجا که در آیه می‌گوید: «از حمل آن امانت ترسیدند.» معنا: مولانا در این بیت، به آیهٔ قرآن (احزاب: ۷۲) اشاره می‌کند که در آن آسمان‌ها، زمین و کوه‌ها از پذیرش امانت الهی سر باز زدند و ترسیدند، امانتی که او آن را اختیار و ارادهٔ آدمی تفسیر می‌کند.

شرح

حرف مولانا در اینجا واقعاً سنگین است و عمق خاص خود را دارد. در بیت‌های پیشین و اینجا، او به صراحت درخواست می‌کند که خداوند این اختیار و اراده را از او بازستاند. می‌دانید، این به هیچ وجه با رویکرد کسانی چون اقبال لاهوری که بر تقویت اراده و اختیار تأکید دارند، سازگار نیست. بلکه مولانا در مقام استغاثه، تقریباً به همان راهی می‌رود که برخی از صوفیه افراطی می‌خواستند: یعنی چون فرشتگان شوند که نیکند اما مختار نیستند. او این اختیار را نه یک موهبت که یک جان کندن می‌شمارد.

او می‌گوید این عالم، تمام کائنات غیر از انسان، همگی از اختیار فرار می‌کنند؛ چرا که اختیار همان چیزی است که می‌تواند شما را به انتخاب‌های بد بکشاند. و آن آیهٔ قرآن که خداوند در آن فرمود ما امانت را به آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، اما آن‌ها از پذیرش آن سرباز زدند و ترسیدند، و انسان آن را بر دوش گرفت — مولانا این امانت را «اختیار» و «قدرت انتخاب» تفسیر می‌کند. انسان ندانست که با پذیرش این امانت، خود را در چه چاه ویلی می‌افکند، ندانست که با این انتخاب‌گری گاهی ممکن است دچار سوء انتخاب شود و این دو راههٔ تردد چه عذابی به همراه خواهد داشت.

اختیار، اگرچه مسیرش در نهایت به تو می‌رسد، اما این جان کندن است. «این دو ره گرچه به جز تو عزم نیست / لیک هرگز رزم همچون بزم نیست.» جنگیدن با نفس و انتخاب‌هایش هرگز چون بزم رقص و وصال نخواهد بود. مولانا به صراحت از خداوند می‌خواهد که «جذب یک راهه صراط المستقیم» را به او ارزانی دارد، که در آن دیگر این تردد و چالش اختیار وجود ندارد. این، طلب رهایی از بار سنگین تصمیم و انتخاب است و بازگشت به بی‌خودیِ شیرین، به مقامی که تنها جذبهٔ حق باقی است و ارادهٔ بشری در آن محو می‌شود. این نه جبر، که نهایت تسلیم به جبروت الهی است.

نکات کلیدی

  • مولانا در این بیت و بیت‌های مرتبط، با تضرع از خداوند می‌خواهد که بار سنگین اختیار را از او بازستاند.
  • او امانت الهی مذکور در قرآن (احزاب: ۷۲) را اختیار تفسیر می‌کند و می‌گوید آسمان و زمین از حمل آن ترسیدند، در حالی که انسان آن را پذیرفت.
  • این نگاه مولانا در تضاد با دیدگاه‌هایی چون اقبال لاهوری است که بر تقویت اراده تأکید دارند؛ مولانا به نوعی رهایی از انتخاب و بازگشت به بی‌اختیاری فرشتگان را می‌جوید.
  • اختیار برای مولانا «جان کندن» و عامل تردّد و رزم است، در حالی که آرزوی او «جذب یک راهه صراط المستقیم» و مقام بی‌اختیاری و وصال است.
  • این بیت نشانگر اوج بیزاری عارفانه از بار مسئولیت انتخاب و تمایل به محو شدن در اراده الهی است.

Sources: d6-s05 · 25:55:00 d6-s05 · 26:28:00

به زبانِ تو — 你的语言 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.