沙姆斯集 嘎扎勒 1 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱

  1. خورشید را حاجِب تویی، اومید را واجِب تویی مطلب تویی طالب تویی، هم مُنتها هم مُبتدا

G1:3

你的语言

你是太阳的守门官,你是希望的必然;你是所求,也是所寻,既是终点,也是起点。
这位爱人掌控着宇宙的光明,是所有希望的根基。在一个苏菲派的悖论中,祂既是追求的目标,也是追求者本身,是一切的开始与终结。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

حاجب守门官,宫廷内臣,引见官。此处意指控制或引介者。واجب必须的,必要的,责任。此处指使之成为必然的存在。مطلب所求之物,目标,主题。طالب寻求者,追求者。منتها终点,极致。مبتدا起点,开端。

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها·اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها
  2. 2 امروز خَندان آمدی، مِفتاحِ زندان آمدی·بر مُستمندان آمدی، چون بَخشش و فَضلِ خدا
  3. 3 خورشید را حاجِب تویی، اومید را واجِب تویی·مطلب تویی طالب تویی، هم مُنتها هم مُبتدا
  4. 4 در سینه‌ها برخاسته، اندیشه را آراسته·هَم خویش حاجَت خواسته، هَم خویشتن کَرده رَوا
  5. 5 اِی روح‌بخشِ بی‌بَدَل، وِی لَذّتِ علم و عمل·باقی بهانه‌ست و دَغَل، کاین علّت آمد وان دَوا
  6. 6 ما زان دَغَل کَژبین شده، با بی‌گُنه در کین شده·گَه مَستِ حورَالعین شده، گَه مستِ نان و شوربا
  7. 7 این سُکر بین هِل عَقل را، وین نُقل بین هِل نَقل را·کَز بهرِ نان و بَقل را، چندین نشاید ماجرا
  8. 8 تَدبیرِ صَد رَنگ اَفکنی، بَر روم و بَر زَنگ اَفکنی·وَ اندر میان جَنگ اَفکنی، «فی اِصطِناعٍ لا یُری»
  9. 9 می‌مال پنهان گوشِ جان، می‌نِه بَهانه بَر کَسان·جان «رَبِّ خَلِّصنی» زَنان، والله که لاغ است ای کیا
  10. 10 خامُش که بَس مُستَعجِلَم، رَفتم سویِ پایِ عَلَم·کاغذ بِنِه بِشکن قَلَم، ساقی دَرآمد الصَلا

ganjoor: sh1 · public domain