Ler› Livro 3› A parábola da fuga do crente e sua impaciência na provação, comparada ao nervosismo e inquietação do grão-de-bico e de outras coisas na panela fervente, e sua tentativa de escapar› Dístico 4186
M3:4186 — چون چنین بردیست ما را بعد مات / راست آمد ان فی قتلی حیات
M3:4186
Significado · به زبانِ تو — Sua língua · AI
این بیت میگوید از آنجا که مرگ برای ما به معنای نابودی نیست بلکه یک مرحله از رشد و تکامل است، پس سخن حلاج که میگفت «در کشته شدن من، زندگی نهفته است» کاملاً درست و بجاست.
مولانا در اینجا به فلسفهی تحول و تکامل در هستی اشاره میکند که در ابیات پیشین آن را شرح داده است. او توضیح میدهد که چگونه جمادات به نباتات، نباتات به حیوانات، و حیوانات به انسان تبدیل میشوند و در هر مرحله، «مرگِ» صورت قبلی، شرط «زندگی» در مرتبهی بالاتر است. برای مثال، گیاه میمیرد تا غذای حیوان شود و به حیات حیوانی دست یابد.
این بیت نتیجهگیری این فرآیند است. مولانا میگوید وقتی میبینیم که «مات» شدن و مردن در هر مرحله، در واقع یک «بُرد» و یک جهش به مرتبهای والاتر است، پس سخن مشهور منصور حلاج، عارف بزرگ، معنای عمیق خود را نشان میدهد. حلاج فریاد میزد: «اقتلونی یا ثقات، ان فی قتلی حیات» یعنی «ای یاران معتمد، مرا بکشید که زندگی من در کشته شدن من است.»
منظور حلاج و مولانا، مرگ فیزیکی صرف نیست، بلکه «مردن» از خودِ محدود و نفسانی و صفات پست است تا روح بتواند در مرتبهای بالاتر و الهی زنده شود. این «کشته شدن» در راه عشق، عین زندگی جاودان است و بزرگترین پیروزی برای سالک محسوب میشود.
- بُردیست
- پیروزی و غنیمتی است، دستاوردی است
- مات
- مرگ، پایان. اصطلاحی در شطرنج به معنی کیشومات و شکست کامل که اینجا کنایه از مرگ است.
- راست آمد
- درست درآمد، صدق کرد، به حقیقت پیوست
- ان فی قتلی حیات
- (عربی) «همانا در کشته شدن من، زندگی است.» بخشی از سخن مشهور منصور حلاج.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.