دیوان شمس غزل ۴ بیت ۱ بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۴

  1. اِی یوسفِ خوش‌نام ما، خوش می‌روی بر بامِ ما ای دَرشکسته جامِ ما، ای بردَریده دامِ ما

G4:1

به زبانِ تو

ای یوسف زیبای ما، چه خوش بر بام ما قدم می‌زنی!ای آنکه جام ما را شکستی و دام ما را در هم گسستی.
خطاب به معشوق که همچون یوسفی زیبا بر بلندای وجود ما ظاهر شده و همزمان با حضورش، تعلقات (جام) و گرفتاری‌های (دام) ما را از بین برده است.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

یوسفِ خوش‌نامکنایه از معشوقی که در زیبایی و پاکی شهره است؛ اشاره به داستان حضرت یوسف.دَرشکستهشکسته‌ای، از هم پاشیده‌ای.بَردَریدهپاره کرده‌ای، در هم گسسته‌ای.

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 اِی یوسفِ خوش‌نام ما، خوش می‌روی بر بامِ ما·ای دَرشکسته جامِ ما، ای بردَریده دامِ ما
  2. 2 ای نورِ ما، ای سورِ ما، ای دولتِ منصورِ ما·جوشی بِنِه در شورِ ما؛ تا مِی شَوَد انگورِ ما
  3. 3 ای دلبر و مقصودِ ما، ای قبله و معبودِ ما·آتش زدی در عودِ ما؛ نَظّاره کُن در دودِ ما
  4. 4 ای یارِ ما، عَیَّارِ ما، دامِ دلِ خَمّارِ ما·پا وامَکش از کارِ ما؛ بِستان گِرو دَستارِ ما
  5. 5 در گِل بِمانده پایِ دل؛ جان می‌دهم چه جایِ دل·وَز آتشِ سودایِ دل، ای وایِ دل، ای وایِ ما

ganjoor: sh4 · public domain