قرائت› دفتر ۳› بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بیصبری او در بلا به اضطراب و بیقراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند› بیت ۴۱۹۰
M3:4190 — کاروان دایم ز گردون میرسد / تا تجارت میکند وا میرود
M3:4190
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این جهان مانند بازاری است که کاروانِ هستیها و موجودات، پیوسته از عالم بالا به آن وارد میشوند، تحول مییابند و پس از تکمیلِ «تجارت» خود، دوباره به مبدأ بازمیگردند.
این بیت در ادامهی توصیف چرخهی بزرگ هستی است. مولانا کل عالم را به یک بازار بزرگ تشبیه میکند. «کاروان» در اینجا نماد وجودها، ارواح و استعدادهایی است که از «گردون» (عالم معنا، مبدأ الهی) به این جهان مادی فرستاده میشوند.
هدف از این سفر، «تجارت» است. این تجارت، استعارهای از فرآیند رشد و کمال در این دنیاست. موجودات از مرحلهای به مرحلهی بالاتر میروند: جماد به نبات، نبات به حیوان، و حیوان به انسان با فکر و ذکر تبدیل میشود. هر مرحله، سودی است که از سرمایهی وجود حاصل میشود. وقتی این فرآیند تکامل و «سوداگری» به پایان رسید، کاروان دوباره «وا میرود»، یعنی به اصل و مبدأ خود بازمیگردد.
این بیت، زمینهساز بیت بعدی است که میگوید حال که این سفر و تحول، جبری و دائمی است، بهتر است آن را با رضایت و شیرینی بپذیری («برو شیرین و خوش با اختیار»)، نه با تلخی و بیقراری، مانند نخودی که از جوشیدن در دیگ فراری است. این چرخه، قانون حیات است و مقاومت در برابر آن بیفایده و تلخ است.
- گردون
- آسمان، فلک، کنایه از عالم بالا و مبدأ هستی
- وا میرود
- بازمیگردد، برمیگردد
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.