قرائت› دفتر ۳› بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد› بیت ۹۸۶
M3:986 — هر کجا بوی خوش آید بو برید / سوی آن سر کاشنای آن سرید
M3:986
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
هر نشانهای از زیبایی و حقیقت در این جهان، عطری از مبدأ الهی است؛ با دنبال کردن این نشانهها، میتوانی به اصل و سرچشمهی خود بازگردی، زیرا روحت با آن حقیقت آشنایی دیرینه دارد.
این بیت در ادامهی تشویق مولانا به سالک برای جستجوی حقیقت آمده است. او پیش از این، داستان یعقوب را مثال میزند که با حس بویایی خود، پیراهن یوسف و نزدیکی او را حس کرد. مولانا این حس را به یک اصل عرفانی تعمیم میدهد: هر زیبایی، لطف، و معنایی که در جهان تجربه میکنیم (بوی خوش)، در واقع رایحهای است که از یک منبع متعالی و الهی (سر) نشأت میگیرد.
عبارت «آشنای آن سرید» نکتهی کلیدی بیت است. این عبارت به این باور بنیادین در عرفان اشاره دارد که روح انسان پیش از آمدن به این جهان، با عالم معنا و مبدأ الهی خود آشنا بوده است. بنابراین، وقتی در این دنیا با جلوهای از آن حقیقت روبرو میشود، نوعی حس آشنایی و کشش در او بیدار میشود. این «بوی خوش» صرفاً یک پدیدهی بیرونی نیست، بلکه یادآوریکنندهی یک میثاق و ارتباط ازلی است.
بنابراین، وظیفهی سالک این است که به این نشانهها حساس باشد و آنها را دنبال کند. هر تجربهی زیبایی، هر عمل محبتآمیز، و هر لحظهی الهامبخش، دعوتی است برای حرکت از «جزء» به سوی «کل» و از «اثر» به سوی «مؤثر».
- بو برید
- بو را دنبال کنید، به دنبال بو بروید.
- سَر
- در اینجا به معنی سرچشمه، مبدأ، اصل.
- سَرید
- هستید (شکل قدیمی فعل بودن برای دوم شخص جمع).
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.