دیوان شمس غزل ۱ بیت ۷ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱

  1. این سُکر بین هِل عَقل را، وین نُقل بین هِل نَقل را کَز بهرِ نان و بَقل را، چندین نشاید ماجرا

G1:7

به زبانِ تو

این مستی را ببین و عقل را رها کن، این شیرینی را بچش و دانش نقلی را کنار بگذار،زیرا برای به دست آوردن نان و سبزی، این همه کشمکش شایسته نیست.
مستی الهی را تجربه کن و عقل حسابگر را واگذار؛ این حال خوش را دریاب و دانش روایی را رها کن، چرا که این همه ماجرا و تلاش برای امور دنیوی ارزشی ندارد.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

سُکرمستیهِلرها کن، واگذار (فعل امر از هلیدن)نُقلشیرینی، آجیل، چیزی که همراه شراب می‌خورندنَقلروایت، دانش مبتنی بر گفته‌ها و شنیده‌هابَقلسبزیجات، تره‌بار

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها·اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها
  2. 2 امروز خَندان آمدی، مِفتاحِ زندان آمدی·بر مُستمندان آمدی، چون بَخشش و فَضلِ خدا
  3. 3 خورشید را حاجِب تویی، اومید را واجِب تویی·مطلب تویی طالب تویی، هم مُنتها هم مُبتدا
  4. 4 در سینه‌ها برخاسته، اندیشه را آراسته·هَم خویش حاجَت خواسته، هَم خویشتن کَرده رَوا
  5. 5 اِی روح‌بخشِ بی‌بَدَل، وِی لَذّتِ علم و عمل·باقی بهانه‌ست و دَغَل، کاین علّت آمد وان دَوا
  6. 6 ما زان دَغَل کَژبین شده، با بی‌گُنه در کین شده·گَه مَستِ حورَالعین شده، گَه مستِ نان و شوربا
  7. 7 این سُکر بین هِل عَقل را، وین نُقل بین هِل نَقل را·کَز بهرِ نان و بَقل را، چندین نشاید ماجرا
  8. 8 تَدبیرِ صَد رَنگ اَفکنی، بَر روم و بَر زَنگ اَفکنی·وَ اندر میان جَنگ اَفکنی، «فی اِصطِناعٍ لا یُری»
  9. 9 می‌مال پنهان گوشِ جان، می‌نِه بَهانه بَر کَسان·جان «رَبِّ خَلِّصنی» زَنان، والله که لاغ است ای کیا
  10. 10 خامُش که بَس مُستَعجِلَم، رَفتم سویِ پایِ عَلَم·کاغذ بِنِه بِشکن قَلَم، ساقی دَرآمد الصَلا

ganjoor: sh1 · public domain