دیوان شمس غزل ۱ بیت ۸ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱

  1. تَدبیرِ صَد رَنگ اَفکنی، بَر روم و بَر زَنگ اَفکنی وَ اندر میان جَنگ اَفکنی، «فی اِصطِناعٍ لا یُری»

G1:8

به زبانِ تو

صدها تدبیر گوناگون به کار می‌بندی، بر رومی و زنگی اثر می‌گذاری،و در این میان جنگی به پا می‌کنی، «در صنعنتی که دیده نمی‌شود».
تو با نقشه‌های پنهان خود، بر همه‌ی اقوام عالم (سفید و سیاه) تأثیر می‌گذاری و میانشان درگیری ایجاد می‌کنی، و همه‌ی اینها در کارگاه آفرینش پنهان تو رخ می‌دهد.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

روماشاره به مردمان سفیدپوست (اهل روم شرقی)زنگاشاره به مردمان سیاه‌پوست (اهل زنگبار)فی اصطناعٍ لا یُری(عبارت عربی) در یک ساخت و پرداخت یا صنعتی که دیده نمی‌شود.

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها·اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها
  2. 2 امروز خَندان آمدی، مِفتاحِ زندان آمدی·بر مُستمندان آمدی، چون بَخشش و فَضلِ خدا
  3. 3 خورشید را حاجِب تویی، اومید را واجِب تویی·مطلب تویی طالب تویی، هم مُنتها هم مُبتدا
  4. 4 در سینه‌ها برخاسته، اندیشه را آراسته·هَم خویش حاجَت خواسته، هَم خویشتن کَرده رَوا
  5. 5 اِی روح‌بخشِ بی‌بَدَل، وِی لَذّتِ علم و عمل·باقی بهانه‌ست و دَغَل، کاین علّت آمد وان دَوا
  6. 6 ما زان دَغَل کَژبین شده، با بی‌گُنه در کین شده·گَه مَستِ حورَالعین شده، گَه مستِ نان و شوربا
  7. 7 این سُکر بین هِل عَقل را، وین نُقل بین هِل نَقل را·کَز بهرِ نان و بَقل را، چندین نشاید ماجرا
  8. 8 تَدبیرِ صَد رَنگ اَفکنی، بَر روم و بَر زَنگ اَفکنی·وَ اندر میان جَنگ اَفکنی، «فی اِصطِناعٍ لا یُری»
  9. 9 می‌مال پنهان گوشِ جان، می‌نِه بَهانه بَر کَسان·جان «رَبِّ خَلِّصنی» زَنان، والله که لاغ است ای کیا
  10. 10 خامُش که بَس مُستَعجِلَم، رَفتم سویِ پایِ عَلَم·کاغذ بِنِه بِشکن قَلَم، ساقی دَرآمد الصَلا

ganjoor: sh1 · public domain