دیوان شمس غزل ۱۱۹۳ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۹۳

  1. با یارک خود بساز پنهان مستیز به جان تو که مستیز

G1193:4

به زبانِ تو

در خفا با دلبر کوچک خود آشتی کن،به جان خودت قسم، دیگر لجبازی نکن.
به طور پنهانی با یار خود سازش کن و به جان عزیزت سوگند می‌دهم که دیگر ستیزه‌جویی و لجاجت نکنی.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

یارکیار کوچک، معشوق (برای ابراز محبت)بسازسازش کن، آشتی کنمستیزستیزه نکن، لجبازی نکن

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 من از سخنان مهرانگیز·دل پر دارم ز خواب برخیز
  2. 2 ای آنک رخ تو همچو آتش·یک لحظه ز آتشم مپرهیز
  3. 3 شیرم ز تو جوش کرد و خون شد·ای شیر به خون من درآمیز
  4. 4 با یارک خود بساز پنهان·مستیز به جان تو که مستیز
  5. 5 تسلیم قضا شدم ازیرا·مانند قضا تو تندی و تیز
  6. 6 بنگر که چه خون دل گرفتست·بر گرد قبام چون فراویز
  7. 7 در خشم مکن تو چشم خود را·وان فتنه خفته را مینگیز
  8. 8 خود خفته نماید و نخفتست·آن نرگس پرخمار خون ریز

ganjoor: sh1193 · public domain