دیوان شمس غزل ۱۱۹۳ بیت ۸ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۹۳

  1. خود خفته نماید و نخفتست آن نرگس پرخمار خون ریز

G1193:8

به زبانِ تو

آن چشم‌های نرگسِ مست و ویرانگرتخود را به خواب زده، اما در حقیقت بیدار است.
چشمان زیبای تو که مانند نرگس، خمار و خونریز است، به ظاهر آرام و خفته به نظر می‌رسد اما در واقع بیدار و آماده‌ی فتنه است.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

نرگساستعاره از چشم معشوق به دلیل شباهت ظاهری و حالت خماریپرخماربسیار مست، دارای حالت خواب‌آلودگی از مستیخون‌ریزکشنده، فتنه‌انگیز

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 من از سخنان مهرانگیز·دل پر دارم ز خواب برخیز
  2. 2 ای آنک رخ تو همچو آتش·یک لحظه ز آتشم مپرهیز
  3. 3 شیرم ز تو جوش کرد و خون شد·ای شیر به خون من درآمیز
  4. 4 با یارک خود بساز پنهان·مستیز به جان تو که مستیز
  5. 5 تسلیم قضا شدم ازیرا·مانند قضا تو تندی و تیز
  6. 6 بنگر که چه خون دل گرفتست·بر گرد قبام چون فراویز
  7. 7 در خشم مکن تو چشم خود را·وان فتنه خفته را مینگیز
  8. 8 خود خفته نماید و نخفتست·آن نرگس پرخمار خون ریز

ganjoor: sh1193 · public domain