دیوان شمس› غزل ۳۰ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · G30 · ۹ بیت
غزل شمارهٔ ۳۰
این غزل با خطاب به «فصل باران» به عنوان نمادی از رحمت الهی آغاز میشود و از آن میخواهد که همچون اشک عاشقان در فراق، بر یاران ببارد (بیت ۱). شاعر ابر را به چشمی تشبیه میکند که از روی حسادت به زیبایی معشوقان، اشک میریزد و این گریه، شفابخش و حیاتبخش است (بیت ۲ و ۳). این بارش، عطیهای الهی برای تشنگان حقیقت است و نویدبخش بخششهای بزرگتر برای سبکروحان و عارفان است (بیت ۴). در ادامه، تأثیر این رحمت بر دشت خشک و بینوا به گوهرافشانی تشبیه میشود که حتی راهزنان طریق عشق را نیز به تکاپو وامیدارد (بیت ۵). تصویر ابر گریان و گل شکفته به داستان یعقوب و یوسف پیوند میخورد و نشان میدهد که چگونه از دل غم و اشک، زیبایی و وصال میروید (بیت ۶). هر قطره از این باران الهی ارزشمند و دگرگونکننده است و فقر مادی و معنوی را به غنا بدل میکند (بیت ۷). مستی عارفانه و شکوفایی باغ با هم یکی میشوند و نشان میدهند که سالکان از سحرگاه مشغول بادهنوشی معنوی بودهاند (بیت ۸). غزل با یک دستورالعمل عرفانی به پایان میرسد: دعوت به سکوت (بستن لب چون صدف) و پرهیز از تظاهر به مستی، تا هشیاران عالم غیب و معانی باطنی خود را آشکار سازند (بیت ۹).
هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G30:1 ای فصل باباران ما برریز بر یاران ماچون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما ای فصل بارانی ما، بر دوستان ما ببارهمچون اشکهای یاران غمگسار ما در دوری دلبران ماشاعر فصل باران را که نماد رحمت الهی است مخاطب قرار میدهد و از او میخواهد که مانند اشک عاشقان در فراق معشوق، بر یاران و سالکان طریق ببارد.
- G30:2 ای چشم ابر این اشکها میریز همچون مشکهازیرا که داری رشکها بر ماه رخساران ما ای چشمِ ابر، این اشکها را مانند مشکهای پر آب فرو بریزچرا که تو بر چهرههای ماهگون دلبران ما حسادت میورزیابر به چشمی تشبیه شده که از روی حسادت به زیبایی معشوقان ما، بیوقفه اشک میریزد و این بارش فراوان، نشانه این حسادت است.
- G30:3 این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگرکز لابه و گریه پدر رستند بیماران ما ابر را در حال گریه و آن باغ را در حال خنده ببینکه از ناله و گریهی پدر (ابر)، بیماران ما (گیاهان) شفا یافتندگریهی ابر باعث شادابی و خندهی باغ میشود؛ همانطور که تضرع و نالهی یک پدر (ابر) باعث بهبودی و رهایی بیماران (گیاهان خشک) میگردد.
- G30:4 ابر گران چون داد حق از بهر لب خشکان مارطل گران هم حق دهد بهر سبکساران ما وقتی خداوند ابر پرباران را برای تشنگان ما عطا کردپس جام سنگین شراب (معرفت) را نیز برای سبکباران ما خواهد دادهمانطور که خداوند باران مادی را برای رفع تشنگی میدهد، رحمت و معرفت معنوی را نیز به سالکان سبکروح و وارسته عطا خواهد کرد.
- G30:5 بر خاک و دشت بینوا گوهرفشان کرد آسمانزین بینوایی میکشند از عشق طراران ما آسمان بر روی خاک و دشت فقیر، گوهرافشانی کرداز این فقر و نیاز است که راهزنان ما در راه عشق تلاش میکنندبارش باران مانند پاشیدن گوهر بر زمین نیازمند است و همین نیاز و فقر است که حتی طراران و مدعیان عشق را به تکاپو وامیدارد.
- G30:6 این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمنبشکفته روی یوسفان از اشک افشاران ما این ابر همچون یعقوبِ من است و آن گل مانند یوسف در باغچهرههای یوسفوشان از اشک فشانندگان ما شکفته گشته استابر به یعقوب پیامبر تشبیه شده که از گریهی بسیار، بینایی خود را از دست داد و گل به یوسف زیبا. همانطور که گریهی یعقوب به وصال انجامید، اشک عارفان نیز باعث شکوفایی معنوی میشود.
- G30:7 یک قطرهاش گوهر شود یک قطرهاش عبهر شودوز مال و نعمت پر شود کفهای کف خاران ما یک قطره از این باران، مروارید میشود و قطرهای دیگر، عنبر خوشبوو دستان نیازمندان ما از ثروت و نعمت سرشار میگرددهر قطره از این باران رحمت، ارزشی گرانبها دارد و میتواند فقر مادی و معنوی را به غنا و برکت تبدیل کند.
- G30:8 باغ و گلستان ملی اشکوفه میکردند دیزیرا که ابریق از پگه خوردند خماران ما باغ و گلستان دیروز با خوشحالی شکوفه میدادندزیرا بادهنوشان ما از سپیدهدم جامها را سر کشیده بودندشادابی و شکوفایی باغ، بازتابی از مستی معنوی عارفان است که از اول صبح به نوشیدن شراب معرفت مشغول بودهاند.
- G30:9 بربند لب همچون صدف مستی میا در پیش صفتا بازآیند این طرف از غیب هشیاران ما مانند صدف لبهایت را ببند و در مقابل دیگران تظاهر به مستی مکنتا از عالم غیب، آگاهان ما به این سو بازگردندبرای دریافت حقایق غیبی، باید سکوت پیشه کرد و از ابراز حالات معنوی در میان جمع پرهیز نمود تا معانی و الهامات باطنی فرارسند.
ganjoor: sh30 · public domain