دیوان شمس› غزل ۳۰› بیت ۸ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰

  1. باغ و گلستان ملی اشکوفه می‌کردند دی زیرا که ابریق از پگه خوردند خماران ما

G30:8

به زبانِ تو

باغ و گلستان دیروز با خوشحالی شکوفه می‌دادندزیرا باده‌نوشان ما از سپیده‌دم جام‌ها را سر کشیده بودند
شادابی و شکوفایی باغ، بازتابی از مستی معنوی عارفان است که از اول صبح به نوشیدن شراب معرفت مشغول بوده‌اند.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

ملیبا خوشحالی، با نشاطدیدیروزابریقآفتابه، کوزه، ظرف آب یا شرابپگهصبح زود، سحرگاهخمارانباده‌نوشان، کسانی که در طلب شراب معرفت‌اند

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما·چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما
  2. 2 ای چشم ابر این اشک‌ها می‌ریز همچون مشک‌ها·زیرا که داری رشک‌ها بر ماه رخساران ما
  3. 3 این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگر·کز لابه و گریه پدر رستند بیماران ما
  4. 4 ابر گران چون داد حق از بهر لب خشکان ما·رطل گران هم حق دهد بهر سبکساران ما
  5. 5 بر خاک و دشت بی‌نوا گوهرفشان کرد آسمان·زین بی‌نوایی می‌کشند از عشق طراران ما
  6. 6 این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمن·بشکفته روی یوسفان از اشک افشاران ما
  7. 7 یک قطره‌اش گوهر شود یک قطره‌اش عبهر شود·وز مال و نعمت پر شود کف‌های کف خاران ما
  8. 8 باغ و گلستان ملی اشکوفه می‌کردند دی·زیرا که ابریق از پگه خوردند خماران ما
  9. 9 بربند لب همچون صدف مستی میا در پیش صف·تا بازآیند این طرف از غیب هشیاران ما

ganjoor: sh30 · public domain