دیوان شمس› غزل ۳۰› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰
- این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگر کز لابه و گریه پدر رستند بیماران ما
G30:3
به زبانِ تو
ابر را در حال گریه و آن باغ را در حال خنده ببینکه از ناله و گریهی پدر (ابر)، بیماران ما (گیاهان) شفا یافتند
گریهی ابر باعث شادابی و خندهی باغ میشود؛ همانطور که تضرع و نالهی یک پدر (ابر) باعث بهبودی و رهایی بیماران (گیاهان خشک) میگردد.
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
لابهالتماس، زاری، تضرعرستندرها شدند، نجات یافتند
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما·چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما
- 2 ای چشم ابر این اشکها میریز همچون مشکها·زیرا که داری رشکها بر ماه رخساران ما
- 3 این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگر·کز لابه و گریه پدر رستند بیماران ما
- 4 ابر گران چون داد حق از بهر لب خشکان ما·رطل گران هم حق دهد بهر سبکساران ما
- 5 بر خاک و دشت بینوا گوهرفشان کرد آسمان·زین بینوایی میکشند از عشق طراران ما
- 6 این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمن·بشکفته روی یوسفان از اشک افشاران ما
- 7 یک قطرهاش گوهر شود یک قطرهاش عبهر شود·وز مال و نعمت پر شود کفهای کف خاران ما
- 8 باغ و گلستان ملی اشکوفه میکردند دی·زیرا که ابریق از پگه خوردند خماران ما
- 9 بربند لب همچون صدف مستی میا در پیش صف·تا بازآیند این طرف از غیب هشیاران ما
ganjoor: sh30 · public domain