قرائت دفتر ۱ بخش ۲۷ → قبلی · بعدی ←

بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن

حیله کردن مریدان برای شکستن خلوت

  1. M1:584 جمله گفتند ای حکیمِ رخنه‌جواین فریب و این جفا با ما مگو همگی گفتند: «ای مرشدِ نکته‌سنج و سخت‌گیر،این‌گونه فریبکارانه و ستمگرانه با ما سخن مگو.»مریدان به مرشد خود اعتراض کردند که سخنان عمیق و سنگین او برایشان قابل هضم نیست و آن را نوعی حیله و ستم در حق خود می‌دانند.
  2. M1:585 چارپا را قدر طاقت بارْ نِهْبر ضعیفان قدر قوّت کارْ نِهْ بر چهارپایان به اندازه‌ی توانشان بار بگذار،و بر ناتوانان به قدر قدرتشان کار بگمار.این بیت درخواستی است از مریدان به مرشدشان که تکالیف و آزمون‌های معنوی را باید متناسب با ظرفیت و توانایی سالک تعیین کرد و نه فراتر از آن.
  3. M1:586 دانهٔ هر مرغ اندازهٔ ویَستطعمهٔ هر مرغْ انجیری کِیَست دانهٔ مناسب هر پرنده، به اندازهٔ خود اوست؛غذای هر پرنده‌ای که انجیر نیست.هر کسی ظرفیت و استعداد معینی دارد و باید به اندازهٔ همان ظرفیت از او انتظار داشت و به او تکلیف کرد؛ نمی‌توان از همه انتظار درک مفاهیم سنگین و طی کردن مراتب عالی را داشت.
  4. M1:587 طفل را گر نان دهی بر جای شیرطفلِ مسکین را از آن نانْ مُرده گیر اگر به جای شیر، به نوزاد نان بدهی،آن طفل بیچاره را از همان نان، مرده حساب کن.هر معرفت و دانشی برای هر کسی مناسب نیست؛ همان‌طور که غذای بزرگسالان برای نوزادان کشنده است، معارف سنگین نیز برای مبتدیان زیان‌آور است.
  5. M1:588 چونک دندانها بر آرد، بعد از آنهم بخود گردد دلش جویای نان وقتی کودک دندان درآورد،خودبه‌خود دلش به دنبال نان می‌گردد.هر چیزی زمان و آمادگی خودش را می‌طلبد؛ وقتی سالک به بلوغ معنوی برسد، خودبه‌خود به دنبال معرفت‌های سنگین‌تر و تکالیف دشوارتر خواهد رفت.
  6. M1:589 مرغِ پَر نارُسته چون پرّان شودلقمهٔ هر گربهٔ درّان شود پرنده‌ای که هنوز پر و بالش درنیامده، اگر هوای پرواز کند،طعمهٔ هر گربهٔ درنده‌ای خواهد شد.این بیت هشداری است به افراد بی‌تجربه و ناپخته که اگر بخواهند وارد کارهای بزرگ یا داوری در مسائل عمیق شوند، خود را به نابودی می‌کشانند.
  7. M1:590 چون بر آرد پر، بپرّد او بخوَدبی‌تکلّف بی‌صفیرِ نیک و بَد وقتی که بال و پرش کامل دربیاید، خودش به پرواز درمی‌آیدبدون زحمت و بی‌نیاز از تشویق و تنبیه دیگراناین بیت می‌گوید وقتی سالک به بلوغ معنوی برسد، به طور طبیعی و خودجوش در مسیر درست حرکت می‌کند و دیگر نیازی به امر و نهی یا پاداش و جزای بیرونی ندارد.
  8. M1:591 دیو را نطقِ تو خامش می‌کندگوشِ ما را گفتِ تو هُش می‌کند سخنان تو دیوِ درون را ساکت می‌کند،و گفتار تو گوش ما را هشیار و آگاه می‌سازد.ای پیر، کلام تو وسوسه‌های شیطانی را در وجود ما خاموش می‌کند و در مقابل، به گوش جان ما آگاهی و هوشیاری می‌بخشد.
  9. M1:592 گوش ما هوشست چون گویا تویخشک ما بحرست چون دریا توی وقتی تو سخن می‌گویی، گوش ما سراپا آگاهی می‌شود،وقتی تو چونان دریا باشی، خشکی وجود ما به اقیانوس بدل می‌گردد.وقتی تو، ای مرشد کامل، سخن می‌گویی، گوش ما دیگر صرفاً یک عضو نیست، بلکه به هوش و آگاهی محض تبدیل می‌شود و وجود خشک و بی‌حاصل ما همچون دریا سرشار و زنده می‌گردد.
  10. M1:593 با تو ما را خاک بهتر از فلکای سِماک از تو منوَّر تا سَمَک در کنار تو، برای ما خاک از آسمان هم برتر است،ای که وجودت از اوج آسمان تا اعماق زمین را روشن می‌کند.حضور تو آنچنان ارزشمند است که در کنارت، پست‌ترین مکان‌ها (خاک) برای ما از بلندترین جایگاه‌ها (آسمان) بهتر است، زیرا تو سرچشمه نوری هستی که تمام هستی را روشن می‌کند.
  11. M1:594 بی‌تو ما را بر فلک تاریکیَستبا تو ای ماه این فلک باری کیَست بی تو آسمان در نگاه ما تاریک و بی‌نور استای ماه، با حضور تو این آسمان دیگر چه اهمیتی دارد؟بدون حضور تو (ای مرشد)، حتی آسمان هم برای ما تاریک است؛ اما وقتی تو هستی، که همچون ماه می‌درخشی، دیگر آسمان و مقام ظاهری‌اش برای ما ارزشی ندارد.
  12. M1:595 صورتِ رِفعت بود افلاک رامعنی رِفعت روانِ پاک را آسمان‌ها فقط ظاهرِ بلندی را دارند،اما بلندیِ حقیقی و معنوی، از آنِ روحِ پاک است.این بیت میان بلندیِ ظاهری (مانند ارتفاع آسمان) و رفعت باطنی (مانند پاکی روح) تمایز قائل می‌شود و ارزش حقیقی را به دومی نسبت می‌دهد.
  13. M1:596 صورت رِفعت برای جسمهاستجسمها در پیش معنی اسمهاست ظاهرِ بلندی و مقام برای جسم‌هاست،و جسم‌ها در برابرِ حقیقتِ باطنی، فقط یک نام خالی هستند.برتری و جایگاه ظاهری، مانند بلندی آسمان، به عالم جسم و ماده تعلق دارد؛ اما در مقابلِ حقیقت و معنای باطنی، خودِ این جسم‌ها چیزی جز نام‌هایی بی‌اهمیت نیستند.