Lue› Daftar 1› Selitys siitä, että tämän maailman rakastaja on kuin seinään rakastunut, johon auringonvalo osuu, ja hän ei yritä ymmärtää, että tuo valo ja loisto ei tule seinästä, vaan auringon kiekosta neljännellä taivaalla. Niinpä hän asetti koko sydämensä seinään, ja kun auringonvalo yhtyi aurinkoon, hän jäi ikuisesti osattomaksi, ja › Säepari 2810
M1:2810 — چونک جزوی عاشق جزوی شود / زود معشوقش بکل خود رود
M1:2810
Merkitys · به زبانِ تو — Oma kielesi · AI
این بیت هشدار میدهد که دلبستگی به پدیدههای جزئی و ناپایدار (مانند زیبایی، ثروت یا مقام) بیسرانجام است، زیرا این معشوقهای مجازی بهسرعت ناپدید میشوند و به اصل خود که همان «کُل» یا خداوند است، بازمیگردند.
مولانا در اینجا یک اصل بنیادین در عرفان را بیان میکند: تمایز میان عشق به «جزء» و عشق به «کُل».
«جزء» در اینجا نماد هر پدیدهٔ گذرا و وابسته در این جهان است؛ زیبایی یک چهره، درخشش ثروت، قدرت یک مقام، یا حتی یک دیوار که نور خورشید بر آن تابیده است. اینها همه «نمود» هستند، نه «بود»؛ وجودشان از خودشان نیست و به منبعی بزرگتر وابستهاند.
«کُل» همان حقیقت مطلق، منبع اصلی و پایدار تمام کمالات، یعنی خداوند است. هر زیبایی، هر نوری و هر کمالی در جهان، تنها پرتوی از آن «کُل» است.
این بیت میگوید وقتی کسی به یک «جزء» دل میبندد، در واقع عاشق یک سایه شده است. این معشوقِ جزئی و مجازی، پایدار نیست و بهسرعت به اصل خود بازمیگردد. همانطور که نور خورشید از روی دیوار میرود و به خورشید میپیوندد، زیبایی چهره با پیری محو میشود و ثروت از دست میرود. در این هنگام، عاشقی که تمام هویت خود را بر این پدیدهٔ ناپایدار بنا کرده، تنها و محروم باقی میماند. پیام اصلی مولانا این است که باید از جزء عبور کرد و به کُل رسید؛ یعنی عشق حقیقی، عشق به منبع لایزال همهی زیباییهاست، نه خودِ آن زیباییهای گذرا.
- جزوی
- یک بخش، پدیدهای ناقص و وابسته، هر چیز ناپایدار در عالم ماده
- بکل خود رود
- به اصل و منبع خود بازمیگردد، به کل میپیوندد
Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna
Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.
Mitä lukijat kysyivät0
Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.