シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2081 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۸۱

  1. بیا که آب حیاتی و بنده مستسقی نه بنده راست ملالت نه لطف راست کران

G2081:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان·مرا به خوان تو باید هزار حلق و دهان
  2. 2 بیا که آب حیاتی و بنده مستسقی·نه بنده راست ملالت نه لطف راست کران
  3. 3 بیا که بحر معلق توی و من ماهی·میان بحرم و این بحر را کی دید میان
  4. 4 ز بحر توست یکی قطره آب خاک آلود·که جان شده‌ست به پیش جماعتی بی‌جان
  5. 5 بیا بیا که توی آفتاب و من ذره·به پیش شعله رویت چو ذره چرخ زنان

ganjoor: sh2081 · public domain