シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 224› 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۴

  1. غریو و ناله جان‌ها ز سوی بی‌سویی مرا ز خواب جهانید دوش وقت دعا

G224:6

あなたの言語

方角なき方角より聞こえくる、魂たちの叫びと嘆きが昨夜の祈りの刻、私をこの世の眠りから目覚めさせた
昨夜、祈りを捧げていると、超越的な世界から発せられる魂たちの叫び声が聞こえ、それが私を俗世の迷いの眠りから覚醒させた。

ai-draft · gemini-2.5-pro

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

غریو叫び、鬨の声、騒ぎ。ناله嘆き、呻き。بی‌سویی「無方向」。方向や場所といった概念を超越した、神的な次元を指すスーフィー用語。جهانید目覚めさせた、跳び起きさせた。(古語)دوش昨夜。

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چه خیره می‌نگری در رخ من ای برنا·مگر که در رخمست آیتی از آن سودا
  2. 2 مگر که بر رخ من داغ عشق می‌بینی·میان داغ نبشته که نحن نزلنا
  3. 3 هزار مَشک همی‌خواهم و هزار شکم·که آب خضر لذیذست و من در استسقا
  4. 4 وفا چه می‌طلبی از کسی که بی‌دل شد·چو دل برفت برفت از پیش وفا و جفا
  5. 5 به حق این دل ویران و حسن معمورت·خوش است گنج خیالت در این خرابه ما
  6. 6 غریو و ناله جان‌ها ز سوی بی‌سویی·مرا ز خواب جهانید دوش وقت دعا
  7. 7 ز ناله گویم یا از جمال ناله کنان·ز ناله گوش پرست از جمالش آن عینا
  8. 8 قرار نیست زمانی تو را برادر من·ببین که می‌کشدت هر طرف تقاضاها
  9. 9 مثالِ گویی اندر میان صد چوگان·دوانه تا سر میدان و گه ز سر تا پا
  10. 10 کجاست نیت شاه و کجاست نیت گوی·کجاست قامت یار و کجاست بانگ صلا
  11. 11 ز جوش شوق تو من همچو بحر غریدم·بگو تو ای شه دانا و گوهر دریا

ganjoor: sh224 · public domain