بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی
安らかな魂の清らかさと素朴さは、思考によって乱されることの表明。あたかも鏡の表面に何かを書き込んだり描いたりすると、たとえ拭い去っても跡が残り、欠陥が生じるように
- M5:556 روی نفس مطمئنه در جسدزخم ناخنهای فکرت میکشد
- M5:557 فکرت بد ناخن پر زهر دانمیخراشد در تعمق روی جان
- M5:558 تا گشاید عقدهٔ اشکال رادر حدث کردست زرین بیل را
- M5:559 عقده را بگشاده گیر ای منتهیعقدهٔ سختست بر کیسهٔ تهی
- M5:560 در گشاد عقدهها گشتی تو پیرعقدهٔ چندی دگر بگشاده گیر
- M5:561 عقدهای کان بر گلوی ماست سختکه بدانی که خسی یا نیکبخت
- M5:562 حل این اشکال کن گر آدمیخرج این کن دم اگر آدمدمی
- M5:563 حد اعیان و عرض دانسته گیرحد خود را دان که نبود زین گزیر
- M5:564 چون بدانی حد خود زین حدگریزتا به بیحد در رسی ای خاکبیز
- M5:565 عمر در محمول و در موضوع رفتبیبصیرت عمر در مسموع رفت
- M5:566 هر دلیلی بینتیجه و بیاثرباطل آمد در نتیجهٔ خود نگر 結果も効果も伴わないどんな論証も、無益である。己の論証の結果をよく見よ。この詩句は、どんなに精巧な論証であっても、それが具体的な結果や内的な変容をもたらさないならば、無意味であると説いています。真の探求者は、自身の思考や論証がどのような実を結んでいるかを省みるべきだという教えです。
- M5:567 جز به مصنوعی ندیدی صانعیبر قیاس اقترانی قانعی
- M5:568 میفزاید در وسایط فلسفیاز دلایل باز برعکسش صفی
- M5:569 این گریزد از دلیل و از حجاباز پی مدلول سر برده به جیب
- M5:570 گر دخان او را دلیل آتشستبیدخان ما را در آن آتش خوشست ❋
- M5:571 خاصه این آتش که از قرب ولااز دخان نزدیکتر آمد به ما
- M5:572 پس سیهکاری بود رفتن ز جانبهر تخییلات جان سوی دخان