Ler› Livro 1› Seção 36 ← anterior · seguinte →
بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود
A história de outro rei judeu que se esforçou para destruir a religião de Jesus
- M1:746 یک شه دیگر ز نسل آن جُهوددر هلاک قوم عیسی رو نمود
- M1:747 گر خبر خواهی ازین دیگر خروجسوره بر خوان وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ
- M1:748 سنّت بَد کز شهِ اوّل بزاداین شه دیگر قدم بر وی نهاد
- M1:749 هر که او بنهاد ناخوش سنّتیسوی او نفرین رود هر ساعتی
- M1:750 نیکوان رفتند و سنّتها بماندوز لئیمان ظلم و لَعنتها بماند
- M1:751 تا قیامت هرکه جنس آن بَداندر وجود آید بود رویش بِدان
- M1:752 رگ رگست این آبِ شیرین و آب شوردر خلایق میرود تا نفخ صور ❋
- M1:753 نیکوان را هست میراث از خوشابآن چه میراث است أَوۡرَثۡنَا ٱلۡکِتَٰبَ
- M1:754 شد نیاز طالبان ار بنگریشعلهها از گوهرِ پیغامبری
- M1:755 شعلهها با گوهران گَردان بودشعله آن جانب رود هم کان بود
- M1:756 نورِ روزن گِرد خانه میدَودزانک خور بُرجی به بُرجی میرود
- M1:757 هر که را با اختری پیوستگیستمر وِرا با اختر خود همتگیست
- M1:758 طالعش گر زهره باشد در طربمیل کلّی دارد و عشق و طلب
- M1:759 ور بود مِرّیخی خونریزخوجنگ و بهتان و خصومت جوید او
- M1:760 اخترانند از ورای اخترانکه احتراق و نَحس نبود اندر آن
- M1:761 سایران در آسمانهای دگرغیر این هفت آسمانِ مُعتبر
- M1:762 راسخان در تابِ انوارِ خدانه به هم پیوسته نه از هم جدا
- M1:763 هر که باشد طالع او زان نجومنفس او کفّار سوزد در رُجوم
- M1:764 خشمِ مرّیخی نباشد خشم اومنقلب رَوْ غالب و مغلوبْخو
- M1:765 نورِ غالب ایمن از نقص و غَسَقدر میانِ اصبعَین نورِ حق
- M1:766 حق فشاند آن نور را بر جانهامقبلان بر داشته دامانها
- M1:767 و آن نثار نور را وا یافتهروی از غیر خدا برتافته
- M1:768 هر که را دامان عشقی نابُدهزان نثارِ نور بیبهره شده
- M1:769 جزوها را رویها سوی کُل استبلبلان را عشق با روی گُل است
- M1:770 گاو را رنگ از برون و مرد رااز درون جو رنگ سرخ و زرد را
- M1:771 رنگهای نیک از خُمِّ صفاسترنگ زشتان از سیاهابهٔ جَفاست
- M1:772 صِبغةُ الله نام آن رنگ لطیفلعنةُ الله بوی این رنگ کثیف
- M1:773 آنچ از دریا به دریا میروداز همانجا کامد آنجا میرود
- M1:774 از سرِ کُه سیلهای تیزرووز تن ما جانِ عشق آمیزرو