Citește› Daftar 6› Revenirea la povestea șoarecelui care a chemat broasca țestoasă la malul râului și a tras capătul șnurului pentru ca broasca țestoasă să-l audă în apă› Distih 2957
M6:2957 — رفتن جو سوی گندم تابعست / مور را بین که به جنسش راجعست
M6:2957
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
حرکت ظاهری و مادی اجسام، اصالت ندارد؛ آنچه واقعی است، کشش و جاذبهٔ معنوی میان ارواح و جانهای همجنس است.
مولانا در این بخش از داستان، در حال تبیین یک اصل مهم عرفانی است: جاذبهٔ حقیقی میان «معانی» و «ارواح» است، نه میان «صورتها» و «اجساد». او برای روشن کردن این نکته، از تمثیل مورچه و دانه گندم استفاده میکند. در ابیات قبل، او صحنهای را ترسیم میکند که در آن به نظر میرسد یک دانه جو به سوی یک دانه گندم حرکت میکند. اما بلافاصله توضیح میدهد که این یک خطای دید است.
این بیت، نکتهٔ اصلی را بیان میکند: حرکت دانه (جو به سوی گندم) یک حرکت اصیل و از خود نیست، بلکه «تابع» و وابسته به حرکت فاعل اصلی است. فاعل اصلی در اینجا مورچهای است که دانه را حمل میکند. این مورچه به سوی چه چیزی در حرکت است؟ به سوی مورچهای دیگر، یعنی به سوی «جنس» و همنوع خود. پس جاذبهٔ واقعی میان دو مورچه (دو روح، دو معنا) است، نه میان دو دانه (دو جسم، دو صورت).
این تمثیل در واقع پاسخی است به کسانی که روابط و پدیدهها را فقط از منظر مادی و ظاهری تحلیل میکنند. مولانا هشدار میدهد که باید چشم را بر فاعل پنهان و نیروی درونی متمرکز کرد، نه بر معلول ظاهری و جسمانی. حرکت واقعی، بازگشت هر چیزی به اصل و همجنس معنوی خویش است.
- تابعست
- تبعی است، فرعی و وابسته است، اصالت ندارد
- جنسش
- همنوعش، همجنس او، اصل و حقیقت او
- راجعست
- بازمیگردد، رجوع میکند
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.