دفتر ۱ · 25 beyts
بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:2942 ای ضیاء الحق حسام الدین بگیر یک دو کاغذ بر فزا در وصف پیر
- M1:2943 گرچه جسم نازکت را زور نیست لیک بی خورشید ما را نور نیست
- M1:2944 گرچه مصباح و زجاجه گشتهای لیک سرخیل دلی سررشتهای
- M1:2945 چون سر رشته به دست و کام تست درهای عقد دل ز انعام تست
- M1:2946 بر نویس احوال پیر راهدان پیر را بگزین و عین راه دان
- M1:2947 پیر تابستان و خلقان تیر ماه خلق مانند شبند و پیر ماه
- M1:2948 کردهام بخت جوان را نام پیر کو ز حق پیرست نه از ایام پیر
- M1:2949 او چنان پیرست کش آغاز نیست با چنان در یتیم انباز نیست
- M1:2950 خود قویتر میشود خمر کهن خاصه آن خمری که باشد من لدن
- M1:2951 پیر را بگزین که بی پیر این سفر هست بس پر آفت و خوف و خطر
- M1:2952 آن رهی که بارها تو رفتهای بی قلاوز اندر آن آشفتهای
- M1:2953 پس رهی را که ندیدستی تو هیچ هین مرو تنها ز رهبر سر مپیچ
- M1:2954 گر نباشد سایهٔ او بر تو گول پس ترا سرگشته دارد بانگ غول
- M1:2955 غولت از ره افکند اندر گزند از تو داهیتر درین ره بس بدند
- M1:2956 از نبی بشنو ضلال رهروان که چه شان کرد آن بلیس بدروان
- M1:2957 صد هزاران ساله راه از جاده دور بردشان و کردشان ادبیر و عور
- M1:2958 استخوانهاشان ببین و مویشان عبرتی گیر و مران خر سویشان
- M1:2959 گردن خر گیر و سوی راه کش سوی رهبانان و رهدانان خوش
- M1:2960 هین مهل خر را و دست از وی مدار زانک عشق اوست سوی سبزهزار
- M1:2961 گر یکی دم تو به غفلت وا هلیش او رود فرسنگها سوی حشیش
- M1:2962 دشمن راهست خر مست علف ای که بس خر بنده را کرد او تلف
- M1:2963 گر ندانی ره هر آنچ خر بخواست عکس آن کن خود بود آن راه راست
- M1:2964 شاوروهن و آنگه خالفوا ان من لم یعصهن تالف
- M1:2965 با هوا و آرزو کم باش دوست چون یضلک عن سبیل الله اوست
- M1:2966 این هوا را نشکند اندر جهان هیچ چیزی همچو سایهٔ همرهان
❋