دفتر ۱ · 37 beyts
بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیل
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:469 ساخت طوماری به نام هر یکی نقش هر طومارْ دیگر مَسلکی
- M1:470 حُکمهای هر یکی نوعی دگر این خلافِ آن ز پایان تا به سَر
- M1:471 در یکی راهِ ریاضت را و جوع رکن توبه کرده و شرط رجوع
- M1:472 در یکی گفته ریاضت سود نیست اندرین ره مَخلَصی جز جود نیست
- M1:473 در یکی گفته که جوع و جود تو شِرک باشد از تو با معبود تو
- M1:474 جز توکّل جز که تسلیمِ تمام در غم و راحت همه مکرست و دام
- M1:475 در یکی گفته که واجب خدمتست ور نه اندیشهٔ توکّل تُهمتَست
- M1:476 در یکی گفته که امر و نهیهاست بهر کردن نیست، شرحِ عجزِ ماست
- M1:477 تا که عجزِ خود بینیم اندر آن قدرت او را بدانیم آن زمان
- M1:478 در یکی گفته که عجز خود مبین کفرِ نعمت کردن است آن عجزْ هین
- M1:479 قدرت خود بین که این قدرت ازوست قدرتِ تو نعمتِ او دان که هوست
- M1:480 در یکی گفته کزین دو بَر گذر بُت بود هر چه بگنجد در نظر
- M1:481 در یکی گفته مکُش این شمع را کاین نظر چون شمع آمد جمع را
- M1:482 از نظر چون بگذری و از خیال کُشتهباشی نیمشب شمعِ وصال
- M1:483 در یکی گفته بکُش باکی مدار تا عوض بینی نظر را صد هزار
- M1:484 که ز کُشتن شمعِ جان افزون شود لیلیات از صبرِ تو مجنون شود
- M1:485 ترک دنیا هر که کرد از زُهدِ خویش بیش آید پیش او دنیا و بیش
- M1:486 در یکی گفته که آنچت داد حق بر تو شیرین کرد در ایجادْ حق
- M1:487 بر تو آسان کرد و خَوش آن را بگیر خویشتن را در مَیفکن در زحیر
- M1:488 در یکی گفته که بگذار آنِ خوَد کان قبول طبع تو رَدَّست و بَد
- M1:489 راههای مختلف آسان شدست هر یکی را ملّتی چون جان شدست
- M1:490 گر میّسر کردنِ حق ره بُدی هر جهود و گبر ازو آگه بُدی
- M1:491 در یکی گفته میسّر آن بود که حیاتِ دل غذای جان بود
- M1:492 هرچه ذوقِ طبع باشد، چون گذشت بَر نه آرَد همچو شوره رَیع و کشت
- M1:493 جز پشیمانی نباشد رَیع او جز خسارت پیش نارد بَیع او
- M1:494 آن میسَّر نبود اندر عاقبت نام او باشد معسَّر عاقبت
- M1:495 تو معسّر از میسّر بازدان عاقبت بنگر جمال این و آن
- M1:496 در یکی گفته که استادی طلب عاقبتبینی نیابی در حسب
- M1:497 عاقبت دیدند هر گون ملّتی لاجرم گشتند اسیر زلّتی
- M1:498 عاقبتدیدن نباشد دستباف ورنه کی بودی ز دینها اختلاف
- M1:499 در یکی گفته که اُستا هم توی زانک استا را شناسا هم توی
- M1:500 مرد باش و سُخرهٔ مردان مشو رو سَر خود گیر و سرگردان مشو
- M1:501 در یکی گفته که «این جمله یکیست هر که او دو بیند احوَل مردکیست
- M1:502 در یکی گفته که صد یک چون بود این کی اندیشد مگر مجنون بود
- M1:503 هر یکی قولیست ضِدّ همدگر چون یکی باشد یکی زهر و شکر
- M1:504 تا ز زهر و از شکر در نگذری کی تو از گلزار وحدت بو بری
- M1:505 این نمط وین نوع دَه طومار و دو بر نوشت آن دین عیسی را عَدو
❋