دفتر ۱ · 21 beyts
بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:506 او ز یک رنگیّ عیسی بو نداشت وز مزاج خمّ عیسی خو نداشت
- M1:507 جامهٔ صد رنگ از آن خمِّ صفا ساده و یکرنگ گشتی چون صبا
- M1:508 نیست یکرنگی کزو خیزد ملال بل مثال ماهی و آب زلال
- M1:509 گرچه در خشکی هزاران رنگهاست ماهیان را با یُبوسَت جنگهاست
- M1:510 کیست ماهی چیست دریا در مثل تا بدان مانَد مَلِک عزَّ و جَل
- M1:511 صدهزاران بحر و ماهی در وجود سجده آرد پیش آن اکرام و جود
- M1:512 چند بارانِ عطا باران شده تا بدانْ آن بحر دُرّ افشان شده
- M1:513 چند خورشیدِ کرَم افروخته تا که ابر و بحر جود آموخته
- M1:514 پرتو دانش زده بر خاک و طین تا که شد دانه پذیرنده زمین
- M1:515 خاکْ امین و هر چه در وی کاشتی بیخیانت جنسِ آن برداشتی
- M1:516 این امانت زان امانت یافتست کآفتابِ عدل بر وی تافتست
- M1:517 تا نشانِ حق نیارد نوبهار خاکْ سِرها را نکرده آشکار
- M1:518 آن جوادی که جمادی را بداد این خبرها وین امانت وین سَداد
- M1:519 مر جمادی را کند فضلش خبیر عاقلان را کرده قهرِ او ضریر
- M1:520 جان و دل را طاقتِ آن جوش نیست با که گویم در جهان یک گوش نیست
- M1:521 هر کجا گوشی بُد از وی چشم گشت هر کجا سنگی بُد از وی یَشم گشت
- M1:522 کیمیاسازست چهبود کیمیا معجزه بخش است چهبود سیمیا
- M1:523 این ثنا گفتن ز من ترکِ ثناست کین دلیلِ هستی و هستی خطاست
- M1:524 پیشِ هستِ او بباید نیست بود چیست هستی پیش او کور و کبود
- M1:525 گر نبودی کور زو بگداختی گرمی خورشید را بشناختی
- M1:526 ور نبودی او کبود از تعزیَت کی فسردی همچو یخ این ناحیَت
❋