دفتر ۱  ·  18 beyts

بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M1:1345 چونک خرگوش از رهایی شاد گشت سوی نخچیران دوان شد تا به دشت
  2. M1:1346 شیر را چون دید در چَه کُشته، زار چرخ می‌زد شادمان تا مرغزار
  3. M1:1347 دست می‌زد چون رهید از دستِ مرگ سبز و رقصان در هوا چون شاخ و برگ
  4. M1:1348 شاخ و برگ از حبسِ خاک آزاد شد سَر برآورد و حریف باد شد
  5. M1:1349 برگها چون شاخ را بشکافتند تا به بالای درخت اشتافتند
  6. M1:1350 با زبان شَطّاحِ شُکرِ خدا می‌سراید هر بَر و بَرگی جدا
  7. M1:1351 که بپرورد اصل ما را ذوالعطا تا درخت فَاسْتَغْلَظَ آمد فَاسْتَوی‌
  8. M1:1352 جانهای بسته اندر آب و گِل چون رهند از آب و گِلها شاددل
  9. M1:1353 در هوای عشقِ حق رقصان شوند همچو قُرص بَدر بی‌نقصان شوند
  10. M1:1354 جسمشان در رقص و جانها خود مپرس وانک گِرد جانْ از آنها خود مپرس
  11. M1:1355 شیر را خرگوش در زندان نشاند ننگ شیری کو ز خرگوشی بماند
  12. M1:1356 درچنان ننگی و آنگه این عجب فخر دین خواهد که گویندش لقب
  13. M1:1357 ای تو شیری در تک این چاهْ فَرد نفسْ چون خرگوشْ خونت‌ریخت و خورد
  14. M1:1358 نفسِ خرگوشت به صَحرا در چَرا تو به قعر این چَه چون و چِرا
  15. M1:1359 سوی نخچیران دوید آن شیرگیر کأَبْشِرُوا یَا قَوْمُ إِذْ جَاءَ الْبَشِیرُ
  16. M1:1360 مژده مژده ای گروه عیش‌ساز کان سگِ دوزخ به دوزخ رفت باز
  17. M1:1361 مژده مژده کان عدوّ جانها کَند قهرِ خالقش دندانها
  18. M1:1362 آنک از پنجه بسی سرها بکوفت همچو خَس جاروبِ مَرگش هم بروفت

↓ download .txt ↓ JSON