قرائت› دفتر ۱› بخش ۸۵ → قبلی · بعدی ←
بخش ۸۵ - صفت اجنحهٔ طیور عقول الهی
وصف بالهای پرندگان عقول الهی
- M1:1581 قصهٔ طوطی جان زین سان بودکو کسی کو محرم مرغان بود داستانِ طوطیِ جان، اینگونه است؛کجاست آنکه مَحرم و همزبانِ مرغانِ حق باشد؟حکایت روح انسان نیز همین است؛ نیازمند کسی است که زبان اهل دل را بفهمد و رازهای معنوی را درک کند.
- M1:1582 کو یکی مرغی ضعیفی بیگناهو اندرون او سلیمان با سپاه کجاست آن پرندهی به ظاهر ناتوان و بیگناه،که در درونش سلیمان با تمام سپاهش جای گرفته باشد.این بیت به ظاهر متناقض، به قدرت و عظمت پنهان در باطنِ موجودی اشاره دارد که در بیرون، ضعیف و بیدفاع به نظر میرسد؛ این نماد سالکِ کاملی است که از مقام شکر و شکایت فراتر رفته است. ❋
- M1:1583 چون به نالد زار بیشکر و گلهافتد اندر هفت گردون غلغله آنگاه که با نالهای سوزناک، بیهیچ شکر یا گلهای، زاری میکند،در هفت آسمان شور و غوغایی عظیم برپا میشود.این بیت اوج مقام معنوی را وصف میکند که در آن سالک، از پسِ رسیدن به نهایت قرب، نه شکرگزار است و نه گلایهمند؛ تنها نالهای از سر بیخودی سر میدهد که هستی را به لرزه درمیآورد. ❋
- M1:1584 هر دمش صد نامه صد پیک از خدایا ربی زو، شصت لبیک از خدا با هر نَفَسش، صدها نامه و صدها پیک از سوی خدا میرسد.او یک «یا رب» میگوید و از جانب خدا شصت «لبیک» میشنود.این بیت مقام والای عارف کامل را توصیف میکند که کوچکترین توجه او به خدا با پاسخهای بیشمار و لطف بیکران الهی روبرو میشود.
- M1:1585 زلت او به ز طاعت نزد حقپیش کفرش جمله ایمانها خلَق لغزش او در نگاه حق، از عبادت دیگران برتر استو در برابر کفر او، ایمان همگان کهنه و بیارزش مینمایدلغزش و خطای عارف واصل در نزد خداوند از طاعت و بندگی زاهدان خشک برتر است و کفر او که در واقع عین توحید است، همهٔ ایمانهای ظاهری و تقلیدی را بیاعتبار میکند.
- M1:1586 هر دمی او را یکی معراج خاصبر سر تاجش نهد صد تاج خاص در هر لحظه، برای او معراجی ویژه رخ میدهدو بر تاجِ افتخارش، صد تاجِ دیگر افزوده میشوداین انسان الهی، در هر لحظه به مرتبهای بالاتر از قرب الهی میرسد و خداوند هر دم عزت و کرامتی تازه به او میبخشد.
- M1:1587 صورتش بر خاک و جان بر لامکانلامکانی فوق وهم سالکان جسمش بر روی خاک است و جانش در لامکان،در لامکانی که از وهم و خیال سالکان فراتر است.این بیت به وضعیت عارف کامل اشاره دارد که گرچه جسمش در این دنیای مادی زندگی میکند، اما روح و حقیقت وجودش در عالمی بیمکان و متعالی سیر میکند که حتی برای دیگر پویندگان راه حق نیز قابل تصور نیست.
- M1:1588 لامکانی نه که در فهم آیدتهر دمی در وی خیالی زایدت این لامکان، آن لامکانی نیست که به فهم تو درآیدکه هر لحظه در آن، خیالی نو در تو پدید آید.این «لامکان» یا بیمکانی که روح عارف در آن به سر میبرد، مفهومی نیست که در ذهن و فهم بگنجد و هر لحظه بتوان خیالی از آن ساخت.
- M1:1589 بل مکان و لامکان در حکم اوهمچو در حکم بهشتی چار جو بلکه جهان مادی و عالم فرامادی، هر دو در فرمان اویند،همانطور که چهار جوی بهشت در اختیار و فرمان یک بهشتی است.جهان مادی (مکان) و جهان غیرمادی و معنوی (لامکان)، هر دو تحت فرمان و ارادهٔ انسان کامل (ولیّ خدا) قرار دارند، همانگونه که نهرهای بهشتی مطیع ارادهٔ بهشتیان است.
- M1:1590 شرح این کوته کن و رخ زین بتابدم مزن والله اعلم بالصواب این بحث را کوتاه کن و از آن روی بگردان،حرفی نزن، که خداوند بهتر از همه حقیقت را میداند.مولانا در این بیت، سخن گفتن در باب مراتب عالی معنوی و لامکان را متوقف میکند، زیرا این حقایق وصفناپذیرند و زبان از بیان آنها قاصر است و تنها خدا به حقیقت امور آگاه است.
- M1:1591 باز میگردیم ما ای دوستانسوی مرغ و تاجر و هندوستان ای دوستان، حالا دوباره برمیگردیمبه داستان آن طوطی، تاجر و هندوستان.مولانا پس از بیان نکاتی عمیق و عرفانی، سخن را قطع میکند و به خواننده اعلام میکند که اکنون زمان بازگشت به ادامهٔ داستان اصلی، یعنی حکایت طوطی و بازرگان، است.
- M1:1592 مرد بازرگان پذیرفت این پیامکو رساند سوی جنس از وی سلام مرد بازرگان این پیام را پذیرفتکه سلام طوطیاش را برای همنوعانش ببردتاجر قبول کرد که پیغام طوطی خود را به طوطیان دیگر در هندوستان برساند و از قول او به آنها سلام کند.